تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
نمىباشد ) مانند : نهى از جهر در قرائت نماز ظهر و عصر ، و نهى از اخفات در قرائت ساير نمازها . « 1 » قسم پنجم - « وصف غير ملازم » با عبادت است ، و به بيان ديگر : وصف ، عرض مفارق براى عبادت است به‌گونه‌اى كه نسبت بين عبادت و آن وصف ، عموم و خصوص من وجه مىباشد ، يعنى گاهى عبادت بدون وصف ( مورد افتراق ) و گاهى وصف بدون عبادت ( مورد افتراق ) است ، و گاهى نيز عبادت با وصف ( مورد اجتماع ) مىباشد . مانند : نهى از « غصبيّت » در « أكوان نماز » « 2 » كه « غصبيّت » وصف غير ملازم با أكوان صلاة است ، زيرا گاهى أكوان صلاة بدون غصب است ، مانند : نماز در مكان مباح و گاهى غصب بدون أكوان صلاة است ، مثل اينكه شخص فقط وارد مكان غصبى شود و نماز نخواند ، و گاهى أكوان صلاة با غصب است ، مانند : خواندن نماز در مكان غصبى . لا ريب فى دخول القسم الأوّل . . . مصنّف در اين عبارت بعد از بيان اقسام متعلّق نهى ، آنها را از جهت داخل يا خارج بودن نسبت به محلّ نزاع ( اينكه نهى ، مقتضى فساد است يا نه ) بررسى مىكند و مىگويد : بدون شكّ ، قسم اوّل در محلّ نزاع داخل است ، زيرا در اين قسم ، نهى به ذات عبادت و تمام آن تعلّق گرفته است . و كذا القسم الثانى . . . قسم دوم نيز كه نهى به جزء عبادت تعلّق مىگيرد ، در محلّ نزاع ، داخل است ، زيرا
هامش
( 1 ) . جهر و اخفات ، كيفيّت صوت و وصف لازم براى قرائت هستند ، يعنى قرائت نمىتواند جداى از آنها باشد ، زيرا قرائت يا به صورت جهر محقّق مىشود و يا به صورت اخفات ، و لذا جهر و اخفات ، لازم اعمّ براى قرائت مىباشند ، به اين صورت كه قرائت از يكى از اين دو حالت جدا نمىشود ، اگرچه اين دو حالت از قرائت جدا مىشوند ( مثل اينكه شعر كه قرائت نيست ، به صورت جهر يا اخفات خوانده شود ) . بنابراين چهار صورت دارد : قرائت با جهر ، قرائت با اخفات ، غير قرائت با جهر ، غير قرائت با اخفات . ( 2 ) . البته بنابراين كه اكوان ، جزء نماز باشند ، و لذا بهتر بود به « أفعال » تعبير مىشد نه « أكوان » .