تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦

دليل چهارم - روايات

مرحوم آخوند ( ره ) تا اينجا ادلّهء اقامه شده بر حجّيّت استصحاب أعم از بناى عقلاء بر تعبّد ، ظنّ به بقاء و اجماع را برشمرده و به هركدام از آنها اشكالاتى وارد كردند و آنها را نپذيرفتند . در اين مقام ، ايشان به چهارمين دليل از اين ادلّه ؛ يعنى روايات اشاره كرده و با تمسّك به آن ، قائل به حجّيّت استصحاب به طور مطلق ، مىشوند . البته بحث روايات ، در گذشته نيز مطرح بوده و « شيخ عبد الصمد عاملى ، پدر شيخ بهايى ( ره ) اولين كسى بود كه از طريق روايات قائل به حجّيّت استصحاب شد ؛ در حالى كه قبل از ايشان ، ملاك حجّيّت استصحاب ، حكم عقل بود كه در نتيجهء آن اخبارىها كه حكم عقل را قبول نداشتند حجّيّت استصحاب را نمىپذيرفتند . حال ، مرحوم آخوند ( ره ) با استناد به تعدادى از روايات به اثبات مدّعاى خود مىپردازد . روايات مورد استناد ايشان از جمله روايات متواتر نيستند ؛ بلكه جزو خبرهاى مستفيضه مىباشند كه اعتبار آنها از خبر واحد بيشتر بوده و از خبر متواتر كمتر است . از جمله :

الف ) روايت اوّل

اوّلين روايت ، مربوط به صحيحهء زراره است كه از دو جنبهء سند و دلالت قابل بررسى است . البته اگر اين روايت به عنوان دليل بر حجّيّت استصحاب مطلقا ، ثابت شود ، ساير روايات كمتر قابل مناقشه خواهند بود ؛ زيرا كه اخبارىها بيشتر در مورد همين روايت بحث و نظر دارند .

1 . بررسى سند روايت اوّل

برخى از علماء در سند اين روايت اشكال كرده‌اند به اينكه ؛ چون در روايت به اسم امام ( ع ) هيچ اشاره‌اى نشده و بجاى آن از ضمير استفاده شده است ، لذا روايت مضمره بوده و معتبر نمىباشد ؛ چرا كه مرجع ضمير مشخص نيست . مرحوم آخوند ( ره ) نيز اين روايت را مضمره مىداند ؛ ولى از آن جهت كه راوى روايت ، فرد عالم و دانشمندى مثل زراره است ، آن را معتبر مىشمارد ؛ چرا كه معتقد است كه فردى مثل زراره از هركسى بجز امام ( ع ) استفتاء نمىكند آن‌هم با اين همه دقّت و جزئياتى كه در سؤالاتش مطرح مىكند .