داريد ؟ وحدت مطلوب همان « قيد و مقيّد » است . نمىتوان هم نظر عرف و ظرفيت زمان را پذيرفت و هم قائل به وحدت مطلوب شد . وحدت مطلوب يعنى قانونگذار آنها را با هم مىخواهد كه اين يعنى « قيد و مقيّد » . در صورت تعدّد مطلوب نيز استصحاب ثبوت حكم جارى نمىشود و به دليل عدم وجود شك ، اصلا جاى جريان استصحاب نخواهد بود و زمان ، صرفا نشانهء استحباب است ولى در هر حال ، اتيان عمل ، مطلوب شارع مقدّس است .
تعارض دو استصحاب در طهارت حدثيّه و خبثيّه از ديدگاه مرحوم نراقى ( ره )
مرحوم فاضل نراقى ( ره ) در كتاب مناهج الاحكام و الاصول ( فايده اوّل ) در بيان تعارض دو استصحاب و تساقط آنها به مثال طهارت حدثيّه و خبثيّه اشاره مىكند .
الف ) طهارت حدثيّه
ايشان مىفرمايد كه اگر بعد از كسب طهارت و وضو گرفتن ، فرد دچار بلل مشتبهى شود ( مثل وذى يا مذى ) شود ، در صورت شك در بقاى طهارت ، دو استصحاب جارى مىشود كه با يكديگر تعارض و تساقط مىكنند .
1 . استصحاب « بقاى طهارت قبل از وذى » جارى مىشود ؛ به خاطر وجود طهارت قبل از وذى يا مذى .
2 . استصحاب « عدم سببيّت وضو براى طهارت بعد از وذى » .
شك مىكنيم كه آيا شارع مقدّس ، وضو را فقط تا قبل از خروج وذى ، سبب طهارت قرار داده يا بعد از آن را هم شامل مىشود ؟ كه اصل ، « عدم سببيّت وضو براى طهارت بعد از خروج وذى » است كه نتيجهء آن ارتفاع طهارت خواهد بود . در واقع ، ايشان علّت جريان استصحاب دوّم را ، شك در سببيّت مىداند كه در نهايت اين دو استصحاب با هم تعارض پيدا كرده و در نتيجه هر دو تساقط مىكنند .
ب ) طهارت خبثيّه
در صورتى كه نجاستى به يك لباس اصابت كند و آن را متنجّس سازد و براى تطهير ، فقط يك بار ( با آب قليل ) شسته شود ، باز هم دو استصحاب جارى مىشود .
1 . استصحاب « نجاست ثوب » ؛ چون قبل از يك بار غسل ، نجس بوده است .
2 . استصحاب « عدم سببيّت ملاقات ثوب با نجاست ، بر بقاى نجاست بعد از يك بار غسل » .