تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
مىگويد كه اگر يقين به جريان دم يا آب وجود داشته باشد و تخلّل و توقّفى هم در جريان آن پديد نيايد ، در صورت شك در بقاى آن ، بايد استصحاب را جارى و به بقاء و استمرار جريان و سيلان حكم كرد . بنابراين در اينجا شك در بقاى سيلان دم وجود دارد نه شك در حدوث جزء ديگرى در رحم .

نظر شيخ انصارى ( ره )

شيخ انصارى ( ره ) و عدّهء ديگرى از علماء ، معتقد هستند كه استصحاب در امور تدريجى الحصول ( موجودات غير قارّ ) در صورتى جارى مىشود كه منشأ شك ، شك در استعداد بقاء و استعداد مقتضى نباشد ؛ بلكه صرفا شك در رافع باشد ؛ يعنى اگر با احراز استعداد بقاء و مقتضى ، شك در وجود رافع پديد آيد استصحاب جارى مىشود .

تحقيق در مقام

ما با نظر شيخ انصارى ( ره ) موافقيم كه با شك در مقتضى در موجودات غير قارّ ( تدريجى الحصول ) ، استصحاب جارى نمىشود . البته مثال مرأة حائضه مصداق مناسبى براى شك در مقتضى نيست . مصنف ( ره ) گمان مىكند كه دم حيض در مخزنى جمع مىشود و از آنجا بيرون مىريزد ؛ در حالى كه دم حيض خونى است كه از عروق و رگها جريان دارد و چيزى در جايى جمع نشده كه مرأة شك كند كه به پايان رسيده يا خير ؟ و ليكن شك در مقتضى در مورد منبع آب ، صادق است .

جريان اقسام مختلف استصحاب ( شخصى و كلّى ) در امور غير قارّه

مرحوم آخوند ( ره ) مىگويد : استصحاب در بقاى يك امر غير قارّ كه دفعى الوجود نبوده ؛ بلكه تدريجى الحصول در عالم خارج است ، گاه از قبيل استصحاب شخصى است ( و نه كلّى ) و گاه از قبيل استصحاب كلّى است آن‌هم به اقسامش . 1 . استصحاب شخصى : مثلا يقين داريم كه امام جماعتى مشغول قرائت سورهء كوچكى مثل سورهء توحيد در نماز بوده ، ولى شك مىكنيم كه آيا آن را به اتمام رسانده يا چيزى از آن هنوز باقى مانده است ؟ در اينجا قرائت قرآن ، يك امر تدريجى الحصول است كه مىتوان استصحاب شخص سوره توحيد را جارى كرد و قائل شد به اينكه او هنوز مشغول قرائت آن است .