تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

[ تنبيهات ]

تنبيه اوّل ) فعلى بودن يقين سابق و شك لاحق در استصحاب

مرحوم آخوند ( ره ) معتقد است كه براى جارى شدن استصحاب ، موضوع بايد فعلى باشد تا حكم استصحاب هم فعلى شده و برآن مترتّب شود و موضوع هم ، در صورتى فعلى مىشود كه قضيهء مشكوكه عين قضيهء متيقّنه باشد فعلا . به عبارتى ، يكى از شروط استصحاب آن است كه يقين سابق و شك لاحق ، فعلى باشند كه نتيجتا با فعليت يافتن موضوع ، حكم استصحاب هم فعلى شود ؛ ولى شك و يقين تقديرى نمىتواند سبب جارى شدن استصحاب شود . ايشان براى تبيين اين مسئله ، حالات مختلفى را با فرض حدوث غفلت مورد بررسى قرار مىدهد : 1 . در حالت اوّل ، فرد يقين به حدوث حدث ( مثلا ناقض وضو ) دارد سپس شك لاحق در اتيان رافع آن ( يعنى وضو ) مىكند ؛ اما پس از مدّتى غفلتى عارض شده و با اين غفلت ، صلاة بجاى آورده مىشود . بعد از فراغ از نماز شك مىكند كه آيا نمازش را با طهارت بجاى آورده يا فاقد شرط طهارت بوده است ؟ 2 . در حالت دوّم ، فرد يقين سابق به حدوث حدث دارد ولى قبل از آنكه شك در بقاى يقين سابق كند ، دچار غفلت و فراموشى مىشود و صلاتش را با حالت غفلت بجاى مىآورد . بعد از اتيان صلاة ، شك مىكند كه آيا نمازش را با طهارت بجاى آورده يا فاقد طهارت بوده است ؟ و در حال حاضر آيا صلاتش صحيح يا باطل است ؟ در پاسخ به اين سؤالات ، اين مسئله مهم است كه قائل شويم كه شك و يقين در استصحاب بايد حتما فعلى باشند يا اينكه اگر تقديرى هم باشند موجب جريان استصحاب مىشوند ؟ در حالت اوّل ، كه فرد قبل از بروز غفلت ، و بعد از يقين سابق ، دچار شك مىشود و سپس با غفلت نماز را بجاى مىآورد ، از آنجايى كه اركان استصحاب تامّ و تمام بوده است لذا استصحاب جارى شده و فرد مستصحب الحدث وارد صلاة شده و آن را بجاى آورده است لذا نمازش باطل بوده و بايد دوباره آن را اتيان كند و اينجا جاى قاعدهء فراغ
هامش
مربوط به فعل نفس است . در باب صلاة و عبادات ، أصالة الصحّة در نفس مقدّم است بر أصالة الفساد ( استصحاب عدم ) و برآن حكومت دارد . لذا اگر بين قاعدهء فراغ و استصحاب عدم ، معارضه شود ، قاعدهء فراغ بر استصحاب عدم حكومت خواهد داشت لذا مىتوان قائل به صحّت صلاة شد .