ه ) روايت پنجم
روايت ديگرى را مرحوم آخوند ( ره ) نقل مىكند . اين روايت توسط صفّار از على بن محمد قاسانى نقل شده است . در كتب رجالى ، نام دو نفر به عنوان على بن محمد ذكر شده كه يكى توثيق و ديگرى تضعيف شده است . اگر على بن محمد بن شيره قاسانى باشد ، نجاشى و شيخ و ساير كتب رجالى او را توثيق كردهاند و روايت مىشود « موثقهء صفّار » كه روايت معتبرى است ؛ اما اگر راوى على بن محمد قاشانى باشد ، توثيق نشده ؛ بلكه توسط شيخ طوسى و غير ايشان تضعيف هم شده است . لذا روايت معتبرى نمىباشد . اين دو راوى هر دو از صحابهء امام دهم ، امام هادى ( ع ) بودهاند . و طريقهء شناسايى آنها به اين صورت است كه اگر روايتى از على بن محمد قاسانى توسط محمد بن حسن صفّار نقل شود ؛ منظور على بن محمد قاشانى است كه تضعيف شده و توثيق نشده است و اگر غير محمّد بن حسن صفّار از ايشان روايتى نقل كند ؛ منظور على بن محمد بن شيره قاسانى است كه توثيق شده است ؛ از اين رو ، روايت مورد نظر چون توسط محمد بن حسن صفّار نقل شده است لذا روايت ضعيف بوده و اعتبارى ندارد .
روايت مكاتبه است كه از حضرت هادى ( ع ) سؤال مىكند كه من در مدينه هستم و شك مىكنم كه آيا اين روزى كه در آن هستم هنوز ماه شعبان است يا اينكه ماه مبارك رمضان داخل شده است ؟ در نتيجه آيا روزه بر من واجب شده يا خير ؟ در اين موارد چه بايد بكنم ؟
حضرت در پاسخ مىنويسند كه « اليقين لا يدخل فيه الشك . صم للرّؤية و افطر للرؤية » ؛ يعنى به آن چيزى كه يقين داريد عمل كنيد و به شك اعتنا نكنيد . شك توانايى از بين بردن يقين را ندارد .
نظر شيخ انصارى ( ره ) و مرحوم آخوند ( ره )
شيخ انصارى ( ره ) معتقد است كه اين روايت ، قوىترين روايتى است كه دلالت بر استصحاب دارد ؛ چرا كه يقين به حدوث ماه شعبان و شكّ در بقاى آن وجود دارد . لذا بايد يقين سابق را ادامه داد . همينطور اگر يقين به ورود ماه مبارك رمضان وجود داشته باشد و شك در حلول ماه شوال كه در اين صورت ، امر دائر مدار بين وجوب و حرمت صوم خواهد بود كه با عدم اعتنا به شك ، بنا بر بقاى ماه مبارك رمضان گذاشته شده و بايد