قياس مورد قبول اهل سنّت و شيعه
قياس مورد قبول شيعه قياس منطقى است ، كه قطعآور ، و اطمينانبخش است . ولى قياس مورد قبول اهل سنت معادل تمثيل منطقى است كه قطعآور نيست . « 1 » توضيح اينكه در علم منطق وقتى سخن از حجيّت به ميان مىآيد ، گفته مىشود ، حجت يا استدلال بر سه قسم است : قياس ، استقراء ، و تمثيل :
قياس استقراء او تمثيل * اقسام حجة بها التحصيل
1 . قياس . سير ذهن از كلّى به جزئى است . مثال : رزمندگان اسلام خدا را يارى مىكنند ( جزئى ) و هركس خدا را يارى كند ، خدا نيز او را يارى مىكند . ( كلى ) پس خدا رزمندگان اسلام را يارى مىكند .
( نتيجه ) 2 . استقراء . سير ذهن از جزئى به كلّى است ، و آن نيز به دو قسم است : استقراء تام و استقراء ناقص . به مبحث « استقراء » رجوع شود . 3 . تمثيل . سير ذهن از جزئى به جزئى است . مثال : متكلمين گفتهاند : « آسمان حادث است براى آنكه در جسميت يا در شكل مانند خانه است . » « 2 » بديهى است كه اين نوع استدلال غلط است . زيرا جزئيات هميشه ضد يكديگرند . قياس مورد قبول اهل سنّت در واقع همين تمثيل منطقى است . زيرا جزئى را به جزئى ديگر قياس مىكنند . به جهت روشن شدن مبحث فوق عبارتى از كاشف الغطاء ذكر مىشود ، مرحوم كاشف الغطاء در علّت مخالفت شيعه با قياس مىگويد : شيعه شديدا با قياس مخالف است . زيرا معتقد است كه دين اسلام توسط خود پيامبر كامل گرديده ، گرچه بخشى از مراحل تكميلى آن را به وديعت نزد ائمه معصومين قرار داده ، و به دو دليل شخصا بيان نكرده است : 1 . يا به دليل مورد ابتلاء نبودن برخى از آنان ؛ 2 . و يا به جهت عدم مصلحت در ابراز و اظهار آن احكام ، تا به مرور در زمان غيبت صغراى امام دوازدهم ( ع ) بقيهء احكام مورد ابتلاء قرار گرفته ، و عدم مصلحت به مصلحت تبديل گرديده ، لذا در دوران مناسب توسط ائمه ( ع ) بيان گرديده است . گرچه بعضىها معتقدند : برخى از احكام به جهت مصلحت تا زمان ظهور امام زمان ( ع ) بايد مخفى بماند ، و موضوع آن در زمان ظهور محقّق مىگردد . « 3 » بنابراين نيازى به قياس كردن احكام نيست . روزى ابى حنيفه به حضور امام صادق ( ع ) مىرسد . حضرت رو به او كرده مىفرمايد : قتل نفس مهمتر است يا زنا ؟ ابى حنيفه گفت : قتل نفس . حضرت فرمود : در حالى كه در قتل نفس شهادت دو نفر لازم است اما در زنا شهادت 4 نفر ! . . . سپس ادامه مىدهند : آيا نماز مهمتر است يا روزه ؟ ابى حنيفه گفت : نماز . حضرت فرمود : در حالى كه زن حائض نبايد نمازى را كه در ايام حيض از دست داده قضاء كند ، ولى روزه را بايد قضا كند . بعد حضرت فرمود : آيا در تجارت زنان ضعيفترند يا مردها ؟ گفت : زنان . حضرت فرمود : پس چگونه در ارث براى زنان يك سهم و براى مردان دو سهم قرار داده است ؟ حضرت ادامه داد : آيا مدفوع انسان پليدتر است يا منىّ ؟ ابو حنيفه
هامش
( 1 ) . ترجمه و تفسير تهذيب المنطق تفتازانى ، ص 192 .
( 2 ) . مأخذ پيشين ، همانجا .
( 3 ) . علم الاصول ، تاريخا و تطورا ، ص 64 ، به نقل از ادوار علم الفقه و اطواره ، تأليف كاشف الغطاء .