مفيد فايده نيست ، و آن شش طريق عبارتاند از : 1 . مناسبت ؛ 2 . مؤثر ؛ 3 . شبه ؛ 4 . طرد ؛ 5 . سبر و تقسيم ؛ 6 . دوران .
393 . قياس مصرّح العلّه
قياس مصرح العله يا قياس جلىّ قياسى است كه به جامع يا علّت حكم در اصل ( مقيس عليه ) تصريح شده باشد . مثال : امام رضا ( ع ) مىفرمايد : « آب چاه داراى ماده و منبع است ، بنابراين به مجرد ملاقات با نجاست ، نجس نمىگردد . » « 1 » پس هر آبى كه منبع داشته باشد ( خواه آب چاه باشد يا غير چاه ) به مجرد ملاقات با نجاست ، نجس نمىشود . در مادهء 212 قانون مدنى آمده : « معامله با اشخاصى كه بالغ يا عاقل يا رشيد نيستند به واسطهء عدم اهليّت باطل است . » پس عدم اهليّت علّت بطلان معاملهء محجورين است ، در نتيجه بايد ايقاعات محجورين هم به همين علت باطل باشد . و لو در رابطه با ايقاعات چنين نصّ و تصريحى در قانون مدنى نداريم . پس در هر موردى كه بهعلّت حكم تصريح شده باشد ، چون تفكيك معلول از علّت محال است ، و فعليّت هر حكمى تابع فعليّت موضوع است ، پس هرجا كه علّت حضور داشته و موضوع فعلى باشد ، معلول و حكم نيز فعلى خواهد بود . البته علّامه حلّى اين قياس را از باب نصّ حجّت مىداند ، نه از باب قياس . « 2 »
در كتاب اصول الفقه آمده : قياس در دو صورت حجّت است : الف . درصورتىكه براى انسان قطع و يقين به حكم شرعى بياورد . ب . دليل قاطع بر حجيّت آن داشته باشيم . كه در اين صورتها ذات قطع حجّت است نه قياس . نتيجه مىگيريم فقهاى اماميه قياس مصرّح العله و قياس مستنبط العله به استنباط قطعى و قياس اولويت را حجّت مىدانند . اما آنان قياس مستنبط العله به استنباط ظنّى را حجت نمىدانند ، و بطلان آن را از ضروريات دين مىشمرند لذا امام صادق فرمود : اگر در سنّت قياس راه پيدا كند دين نابود مىشود . « 3 »
هامش
مسكر گرديد ، و حرام شد ، بعد تبديل به سركه شد ، مجددا حلال گرديد . 6 . قياس سبر و تقسيم : سبر بهمعناى آزمايش و اختبار است ، و تقسيم به اين معنى است كه صاحبنظر اوصاف متعددى را كه احتمال مىدهد يكى از آنها علّت حكم اصل است انتخاب مىكند ، و هر وصف را در برابر حكم اصل مىگيرد و مىسنجد تا ببيند تناسب ذاتى بين آن وصف و حكم اصل وجود دارد يا خير ؟ هر وصفى كه شايستگى عليّت را ندارد حذف مىشود ، و سرانجام وصفى باقى مىماند كه شايستهء علّت بودن است . سبر و تقسيم را ترديد هم ناميدهاند . گفتيم علّامه حلّى شش قسم مذكور را در ص 219 كتاب مبادى الوصول الى علم الاصول نقل مىكند ، اما غزالى در كتاب المستصفى من علم الاصول ، ج 2 ، ص 318 ، مىگويد : قياس چهار نوع است كه بهترتيب اهميّت عبارتاند از : 1 . مؤثر ؛ 2 . مناسبت ؛ 3 . شبه ؛ 4 . طرد . و در اصول الفقه خضرى بك ، ص 326 ، بخش ديگرى مورد بحث قرار گرفته است ، رجوع شود .
( 1 ) . قال الرضا ( ع ) « ماء البرء واسع لا يفسده شىء لانّ له مادّة » ، وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 105 .
( 2 ) . مبادى الوصول الى علم الاصول ، ص 218 .
( 3 ) . قال الصادق ( ع ) « يا ابان انّك اخذتنى بالقياس ، و السّنّة اذا قيست محق الدين » ، فروع كافى ، ج 7 ، ص 299 .