تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
زنى آفريديم و آن‌گاه شعبه‌هاى بسيار و فرق مختلف گردانديم تا يكديگر را بشناسيد بزرگوارترين و باافتخارترين شما نزد خدا باتقوىترين شما هستند . » « 1 » پس قرآن در تعليم ، انسانيت را مورد نظر قرار داده ، يعنى هر انسانى را از آن جهت كه انسان است قابل تربيت و تكميل مىداند ، و تعليم خود را در جهان بشريت بسط و توسعه داده است . اما چون افهام در درك معنويات اختلاف شديد دارند ، و چنان كه دانسته شد بيان معارف عاليه از خطر مأمون نيست لذا تعليم خود را مناسب سطح ساده‌ترين فهم‌ها كه فهم عامهء مردم است ، قرار داده ، و با زبان ساده عمومى سخن گفته است . البته اين روش اين نتيجه را خواهد داد كه معارف عاليه معنوى با زبان ساده عمومى بيان شود ، و ظواهر الفاظ مطالب و وظايفى از نسخ حس و محسوس القاء كند و معنويّات در پشت پردهء ظواهر قرار گيرد و از پشت اين پرده خود را به آنان فراخور حال افهام مختلفه نشان دهد . و هركس به‌حسب حال و اندازهء درك خود از آنها بهره‌مند شود . خداوند در مثلى براى حق و باطل و ظرفيت افهام مىفرمايد ، « خدا از آسمان آبى نازل كرد پس آب در مسيل‌هاى مختلف هركدام به‌قدر ظرفيت خود روان شدند . » « 2 » و پيامبر مىفرمايد : ما گروه‌هاى پيامبران با مردم به اندازهء عقل‌هايشان سخن مىگوييم . « 3 » آيا تخصيص و تقييد آيات قرآنى ممكن است يا خير ؟ به مبحث « مخصّص » و « مطلق و مقيّد » رجوع شود .

371 . قرينه

قرينه يعنى علامت و نشانه‌اى كه عارض چيزى شده ، و معناى آن را عوض كند . مثال : شيرى را در حال تيراندازى مشاهده كردم . كلمه « در حال تيراندازى » قرينه است ، كه از لفظ شير انسان شجاع اراده شده است نه حيوان درنده . قرينه اقسامى دارد : قرينهء حاليه - مقاليه - عرفيه - عقليه و . . .

372 . قرينهء حاليه

اوضاع و احوال مقرون به كلام را قرينهء حاليه نامند . مادهء 56 قانون مدنى مىگويد : « وقف واقع مىشود به ايجاب از طرف واقف به هر لفظى كه صراحة دلالت بر معنى آن كند ، و قبول طبقهء اول از موقوف عليهم يا قائم مقام قانونى آنها درصورتىكه محصور باشند . مثل وقف بر اولاد ، و اگر موقوف عليهم غير محصور يا وقف بر مصالح عامه باشد در اين صورت قبول حاكم شرط است . » با توجه به اينكه اين قانون قبل از انقلاب اسلامى نوشته شده مشخص است كه مراد از اين « حاكم » « حاكم شرع » نيست .
هامش
( 1 ) .« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » ،سورهء مباركهء حجرات ، آيهء 13 . ( 2 ) .« أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها » ،سورهء مباركهء رعد ، آيهء 17 . ( 3 ) . « انّا معشر الانبياء امرنا ان نكلّم النّاس على قدر عقولهم » ، تحف العقول ، ص 32 .