اما نمىدانم آيا نمازى كه از من فوت شده نماز آيات است يا نماز صبح ؟ اگر دو ركعت نماز آيات به جا آورم به قاعدهء دفع ضرر پاسخ ندادهام ، زيرا احتمال دارد واجب آن ديگرى باشد ، همچنين اگر دو ركعت نماز صبح به جا آورم اين مسئله صادق است ، لذا قاعدهء دفع ضرر در اينباره مىگويد : هر دو را به جاى بياور .
و اما قاعده دفع ضرر محتمل در مورد شبهات بدوى و ابتدايى ، بايد گفت هريك از عبد و مولى وظيفهاى مخصوص به خود دارند . وظيفهء مولى اين است كه مقصود خود را بهگونهاى بيان كند كه اگر تقصير و مانعى در كار نباشد براى عبد قابل وصول باشد . بهدليل قاعدهء « قبح عقاب بلا بيان » . و تكليف عبد نيز تفحّص و پرسوجو از وظيفهاش است . در هر جايى كه گمان ببرد مراد و مقصود در آنجا وجود دارد عبد بايد جستوجو كند . بديهى است اگر عبد به اين وظيفه اقدام نكند مستحقّ عقاب است . بهدليل حكم عقل « به وجوب دفع ضرر محتمل » .
رابطهء قاعدهء دفع ضرر محتمل با قاعدهء « قبح عقاب بلا بيان » :
قاعدهء قبح عقاب بلا بيان در جايى جارى مىگردد كه عبد به وظيفهء خود عمل نموده ، و تفحّص و جستوجو كند ، اما بهدليلى دست نيابد . ( چون مقصود از بيان در اين قاعده بيان و اصل به عبد است نه بيان واقعى ) در حالى كه قاعدهء دفع ضرر محتمل در جايى است كه عبد به وظيفهء خود عمل نكرده ، و جستوجو نكند . پس قاعدهء قبح عقاب بر قاعدهء دفع ضرر وارد است . زيرا با اجراى قاعدهء قبح عقاب موضوعى براى قاعدهء دفع ضرر باقى نمىماند . به مبحث « اصالة البراءة » رجوع شود .
356 . قاعدهء طهارت
به مبحث « اصالة الطهاره » رجوع شود .
357 . قاعدهء فراغ
به مبحث « قاعدهء تجاوز » رجوع شود .
358 . قاعدهء قبح عقاب بلا بيان
اين قاعدهء عقلى مىگويد : قبل از آنكه شارع و قانونگذار قوانين و تصميمات خود را به اطلاع مردم برساند ، نمىتواند بهدليل تخلّف از آن كسى را كيفر دهد . اين قاعده مورد قبول عقلاى عالم است . « 1 » مادهء 2 قانون مدنى مىگويد « قوانين 15 روز پس از انتشار در سراسر كشور لازم الاجراء است . » « 2 » در مورد رابطهء اين قاعده با قاعدهء دفع ضرر محتمل به مبحث « قاعدهء دفع ضرر محتمل » رجوع شود .
هامش
( 1 ) . الاصول العامّة للفقه المقارن ، ص 513 .
( 2 ) . به مبحث « اصالة البراءة » رجوع شود .