حجيّت استحسان را نفى كردهاند . « 1 »
اكنون بايد دانست استحسان چيست ؟
استحسان در لغت بهمعناى نيكو شمردن « 2 » و در اصطلاح ، سخنان دانشمندان در تعريف آن در غايت اضطراب است . از بسيارى از تعريفها به دست مىآيد كه استحسان و يا لااقل قسمتى از آن ، دليل مستقلّى نيست بلكه همان عمل به دليل عقل ، عمل به قياس ، عمل به مصالح مرسله ، عمل به دليل خاصّ در مقابل دليل عام يا در مقابل قاعدهء كلّيه است .
اينك به قسمتى از تعريفها ، اشاره مىكنيم و نظر شيعهء اماميه را نيز در آن باب بيان خواهيم داشت . غزالى در كتاب مستصفى براى استحسان ، سه تعريف ذكر كرده است :
نخست - ما يستحسنه المجتهد بعقله ، آنچه مجتهد به عقل خود نيكو مىشمارد . او در ضمن انتقاد ، براى آن به رفتن حمّام بدون تعيين اجرت كارگر ، عوض آب و مقدار مكث مثال زده است « 3 » ، چه با اينكه اين فرع بر خلاف مقتضاى عقد اجاره است به موجب استحسان آن را صحيح شمردهاند .
انتقاد - بهنظر محقّقان شيعه ، دليل عقل در صورتى حجّت است كه مفيد قطع به حكم خداوند باشد ، اما مجرّد مناسبات ذوقى و اعتبارات ظنى - چنانكه ظاهر از تعريف هم همين است - مادامىكه دليل معتبرى بر حجيّت آن قائم نشود حجّت نيست . از نظر شيعه تنها دو چيز حجّت است : يكى قطع ، ديگرى چيزى كه دليل معتبرى بر حجيّت آن قائم شده باشد ، مانند ظواهر الفاظ ، خبر ثقه و غيره . بنابراين استحسان بهمعناى مذكور كه مصداق هيچيك از دو قسم نيست حجّت نمىباشد . « 4 »
و اما مسألهء حمّام ، اولا - مىتوان آن را جعاله دانست نه اجاره و در اين صورت علم به عوضين در آن معتبر نخواهد بود . ثانيا - در باب اجاره هنگامى جهل به عوضين به صحّت عقد زيان مىرساند كه موجب غرر يعنى خطر مالى بوده و در اقدام به معامله ، مظنّهء نزاع
هامش
( 1 ) - ص 363 .
( 2 ) - رجوع شود به قاموس و مجمع البحرين .
( 3 ) - ج 1 ، ص 137 .
( 4 ) - رجوع شود به كتاب رسائل ، آغاز مبحث ظن ، اصل عدم حجيت مطلق ظن ، ص 52 و كفايه ، ج 2 ، همان مبحث ، ص 55 .