تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار اصول فقه — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
عوارض ذاتيه عوارضى است كه بدون واسطه در عروض ، عارض شىء مىگردد و به عبارت روشن‌تر : عوارض ذاتيه عوارضى هستند كه عروض آنها بر معروض از قبيل اسناد حقيقى و اسناد الى من هو له باشد ، نه از قبيل اسناد مجازى و اسناد الى غير من هو له ، بنابراين تنها شامل دو يا حد اكثر سه قسم از اقسام عارض مىگردد : نخست - آنكه هيچ واسطه‌اى در عروض آن نباشد و به عبارت ديگر ، عارضى كه اولا و بالذات عارض شىء مىگردد مانند : ادراك كلّيات كه اولا و بالذّات عارض نفس ناطقه مىگردد . دوم - عارضى كه به واسطهء امر مساوى داخل در ذات شىء عارض آن مىگردد مانند : عوارض نوع به واسطهء فصل ، از قبيل : عروض ادراك به انسان براى اينكه ناطق است . سوم - عارضى كه به واسطهء امر اعمّ داخل در ذات شىء عارض شىء مىگردد مانند : عوارض نوع به‌واسطهء جنس ، از قبيل : عروض تحرك بالاراده به انسان براى اينكه حيوان است . و اما اقسام ديگر عارض از قبيل : يك - عارض شىء به‌واسطهء امر مساوى خارج از شىء مانند ، عروض ضحك بر انسان براى تعجب . دو - عارض شىء به‌واسطهء امر اعمّ خارج از شىء مانند : عروض تحيّز بر ابيض براى اينكه جسم است . سه - عارض شىء به‌واسطهء امر اخص مانند ، عروض ضحك بر حيوان از اين جهت كه انسان است . اين اقسام عوارض غريبه‌اند و معمولا در علوم چنين عوارضى از موضوع ، مورد بحث قرار نمىگيرد . 2 - مورد ديگر از مواردى كه مبادى لغوى علم اصول ، تا حدّى تحت تأثير اصطلاح‌هاى منطقى قرار گرفته است معانى حرفى است . معانى حرفى مفاهيمى را گويند كه حتى در مقام تصوّر هم جز قائم به غير و وابسته به شىء ديگر قابل تصوّر نمىباشند مانند : معنى « من » و معنى « الى » كه همانند « از » و « تا » در زبان فارسى جز آغاز و انجام شىء ( با حالت اضافه ) نخواهد بود ، بر خلاف معانى اسمى مانند : « ابتداء » و
هامش
- براى عروض آن كافى باشد و نياز به امر خارج نداشته باشد كه از آن به خارج محمول تعبير مىشود در مقابل محمول بالضميمه .