گفتار سوم - منطق و استفادهء علم اصول از آن
علم منطق و كلام كه از ديرباز در علم اصول تأثير عميق كرده بودند و حتى پارهاى از مسائل آنها عينا در اين علم وارد شده بودند در دورههاى بعد به صورتى ديگر درآمدند و مسائل منطق و كلام به صورت عادى خود در علم اصول مطرح نمىشدند . ليكن بههيچوجه اين علم از تحت تأثير اصطلاحهايى از قبيل : كلّى ، جزئى ، كلّى طبيعى و عقلى ، جنس و فصل ، قضيهء حقيقيه و خارجيه ، كلام نفسى و لفظى ، اتحاد طلب و اراده ، جبر و اختيار ، اختياريت اراده و نظير اينها بيرون نيامد . بلكه در دورهء اخير تحت تأثير اصطلاحهاى فلسفى از قبيل : اعتبارى و انتزاعى ، « 1 » عدم صدور كثير از واحد و بالعكس ، « 2 » توارد علّتين بر معلول واحد « 3 » ، اصالت وجود و ماهيت ، « 4 » حركت قطعى و توسّطى ، « 5 » عدم تغيّر و عدم تعلّل ذاتى ، « 6 » استحالهء تأخر اجزاء علّت از معلول ، « 7 » بساطت مشتق ، « 8 » فرق بين مشتق و مبدأ ، « 9 » فرق بين جنس و فصل و ماده و صورت ، « 10 » شوق مؤكّد مستتبع تحريك عضلات ، « 11 » مبادى اراده ، « 12 » اتحاد حكم امثال ، « 13 » جعل بالذّات و بالعرض و بالتّبع ، جعل بسيط و مركّب ، « 14 » عدم وجود شىء مادامىكه واجب نشده ، « 15 » موجود به يك وجود
هامش
( 1 ) - مولى محمد كاظم خراسانى ، كفايه ، حكم وضعى .
( 2 ) - منبع گذشته ، واجب تخييرى و غيره .
( 3 ) - همان منبع ، تعدّد شرط و اتحاد جزء .
( 4 ) - همان ، تعلق امر به طبيعت و بحث اجتماع امر و نهى .
( 5 ) - همان ، استصحاب زمان و امور تدريجى .
( 6 ) - همان ، مادهء امر : جهت رابعه و مبحث قطع : امر دوم .
( 7 ) - همان ، شرط متأخّر .
( 8 ) - همان ، مشتق .
( 9 ) - همان ، مشتق .
( 10 ) - همان ، مشتق .
( 11 ) - همان ، وجوب تعليقى .
( 12 ) - همان ، معناى طلب و بحث قطع .
( 13 ) - همان ، اواخر بحث ترتّب و غيره .
( 14 ) - همان ، حجيّت قطع ، امر اوّل .
( 15 ) - همان ، مقدّمهء حرام و غيره .