مشترك ، علايم حقيقت ، استعمال لفظ در بيشتر از يك معنى و غيره .
اين نوع مسائل از مسائل اصلى علم اصول نيست بلكه غالبا از مسائل لغوى و ادبى است و اگر در علم اصول مطرح شده است بدين سبب است كه درك موضوعات يا محمولات و يا نسبتهاى پارهاى از مسائل علم اصول بر آنها توقف دارد .
به جز مبادى لغوى ، انواع ديگرى از مبادى براى علم اصول وجود دارد كه مناسب است در اينجا به آنها نيز اشاره گردد :
الف - مبادى كلاميه و آن قسمتى از مسائل كلامى است كه تصديق به پارهاى از مسائل اصولى بر آنها توقف دارد مانند : حجيّت كتاب ، سنّت ، وجوب شكر منعم ، نظر و علم حاصل از آن و مسائلى از اين قبيل .
ب - مبادى منطقيه كه برخى از دانشمندان ، اين نوع از مبادى را جزئى از مبادى كلاميّه دانستهاند « 1 » مانند : ذاتى ، عرضى ، جنس ، فصل ، نوع ، حد ، برهان و مسائلى از اين قبيل .
اين قسم از مبادى و همچنين قسم سابق در گذشته در علم اصول مطرح مىشده است ولى در حال حاضر از طرح آنها در علم اصول تا حدود زيادى كاسته شده است و در عوض استدلالهاى فلسفى و احيانا نوع ديگر از مسائل منطقى برآن افزوده شده است . اميد است در آينده ضمن مقالهاى ديگر به مسائل و استدلالهاى فلسفى كه در علم اصول وارد شده است اشاره شود .
ج - مبادى احكاميه كه در آنها احوال احكام از اين لحاظ كه احكام است مورد بررسى قرار مىگيرد مانند : مجعول بودن يا انتزاعى بودن احكام وضعيه ، شروط عقليهء احكام و از جمله : مقدّمهء واجب ، بحث ضد ، اجتماع امر و نهى و مسائلى از اين قبيل . « 2 » ولى مبادى بودن اين نوع مسائل بر اين مبتنى است كه ما نتوانيم اين مسائل را از مسائل اصلى علم اصول بدانيم . در غير اين صورت ، بدون شك از مسائل اصلى علم اصول است نه از مبادى آن .
2 - مباحث الفاظ مانند : مدلول امر ، نهى ، جمل خبريه ، فور و تراخى ، مرّه و تكرار ، توصّلى و تعبّدى ، امر عقيب حظر ، مدلول الفاظ عموم ، اسم جنس ، مجمل و مبيّن و نظير
هامش
( 1 ) - محمد بن نظام الدين انصارى ، فواتح الرحموت ، ذيل مستصفى ، چاپ بولاق 1294 ص 17 .
( 2 ) - خوئى ، اجود التقريرات ، چاپ تهران ، مصطفوى 1367 ص 8 - 9 .