تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار اصول فقه — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
در جلسه‌هايى كه در محل كميسيون ملّى يونسكو در ايران به منظور برگزارى مراسمى براى بزرگداشت نابغهء روزگار ، فيلسوف ، پزشك و دانشمند بزرگ ايرانى شيخ الرئيس : حسين بن عبد اللّه بن سينا تشكيل مىشد از اينجانب نيز خواسته شد كه موضوعى براى تحقيق و القاء ارائه كنم . ضمن موضوع‌هايى كه پيشنهاد شد يكى هم « تأثير منطق در علم اصول » بود كه از طرف يكى از دوستان دانشمند حاضر در جلسه پيشنهاد شد . با فرصت كمى كه وجود داشت و با گرفتارىهاى زياد به موجب قاعدهء : « الميسور لا يسقط بالمعسور » در حد توانايى موافقت شد . لذا اين بررسى مختصر را با ذكر يك مقدّمه و سه بخش دنبال مىكنم : مقدّمه - اين مقدّمه را با بيان چند امر به پايان مىبرم : امر اوّل - اجمالى در تعريف علم « منطق » و « اصول » . تعريف منطق - منطق را به تعبيراتى گوناگون تعريف كرده‌اند كه چون غالبا از لحاظ محتوى بين آنها اختلاف فاحشى وجود ندارد لذا تنها به ذكر يكى از آنها اكتفا مىكنم : حاجى ملا هادى سبزوارى در منظومه‌اش مىگويد :
« قانون آلىّ يقي رعايته * عن خطاء الفكر و هذا غايته » « 1 »
منطق ، قانون ابزارگونه‌اى است كه رعايت آن انسان را از نادرست انديشيدن حفظ مىكند و همين هدف علم منطق است . بديهى است گرچه ممكن است تدوين منطق ، به داعى صيانت فكر از خطاء در خصوص مسائل فلسفى باشد ولى به يقين به هيچ وجه فايدهء منطق به علم خاصى اختصاص ندارد ، بلكه به‌طور كلّى هر علم كه بر فكر و انديشه مبتنى است منطق مىتواند راهنماى فكر در اثبات مسائل آن باشد . از جملهء اين علوم ، علم اصول فقه است . تعريف علم اصول - علم اصول نيز به وجوهى تعريف شده كه يقينا مقصود همه يكى است . پيشينيان تعريف كرده‌اند به : « هو العلم بالقواعد الممهّدة لاستنباط الاحكام الشرعية الفرعية » « 2 » علم اصول ، علم به قواعدى است كه براى استنباط احكام شرعى فرعى آماده شده است . معاصران تعريف كرده‌اند به : « هو العلم بالقواعد التى اذا انضم
هامش
( 1 ) - سبزوارى ، شرح منظومه ، ص 5 . ( 2 ) - ابن حاجب ، آغاز مختصر .
ادوار اصول فقه — صفحة 238 | ابو القاسم گرجى