اليها صغرياتها انتجت نتيجة فقهيّة » « 1 » علم اصول ، علم به قواعدى است كه چنانچه صغريات آنها به آنها ضميمه شود نتيجهء فقهى به دست مىآيد .
بعضى از گذشتگان نيز علم اصول را تقريبا به همينگونه تعريف كردهاند . « 2 »
در هر حال علم اصول نسبت به علم فقه همانند منطق است نسبت به فلسفه و ساير علوم فكرى . بلكه گفتهاند : نياز علم فقه به علم اصول شديدتر از نياز علوم فكرى به منطق است ، چرا كه مسائل علم اصول همواره يكى از مقدّمات قياس استنباط ، قرار مىگيرد بر خلاف منطق كه تنها بيان كيفيت صحيح استدلال است نه مقدّمهاى از مقدّمات استدلال . « 3 »
امر دوم - اشارهاى به مسائل علم منطق و علم اصول .
مباحثى كه در علم منطق مورد گفتگو واقع مىشود عبارت است :
1 - مقدّمه : تعريف علم ، تقسيم علم به تصوّر و تصديق و تقسيم هركدام به ضرورى و نظرى . معرّف و حجّت .
2 - مبادى لفظى : دلالت و اقسام آن : مطابقه ، تضمّن و التزام . تقسيم الفاظ به : حقيقت ، مجاز ، مشترك ، منقول ، مرتجل ، مترادف ، متباين ، اقسام تقابل ، مفرد ، مركّب ، خبر و انشاء .
3 - تصوّرات : كلّى ، جزئى . متواطى ، مشكّك . نسب اربع . كلّيات خمس ، حمل و اقسام آن ، كلّى منطقى ، عقلى و طبيعى .
4 - مطالب : تعريف و اقسام آن ، قسمت : اصول ، اساس ، انواع و اساليب آن .
5 - تصديقات : قضايا و تقسيمات آن ، اجزاء قضيه ، اقسام قضيه به اعتبار موضوع ، معدوله و محصّله ، موجّهات ، شرطيهء متّصله و منفصله ، تناقض ، عكس مستوى و نقيض .
6 - حجّت و اقسام آن ، قياس و اقسام آن ، اشكال اربعه ، استقراء و تمثيل .
7 - صناعات خمس و اقسام هريك .
مسائل علم اصول - مسائل و مباحث علم اصول هم از چند نوع خارج نيست .
1 - مبادى لغوى علم اصول مانند : وضع و اقسام آن ، حقيقت و مجاز ، منقول و
هامش
( 1 ) - خوئى ، اجود التقريرات ، ص 3 . چاپ تهران مصطفوى .
( 2 و 3 ) - عبد العلى محمد بن نظام الدين انصارى ، فواتح الرحموت به شرح مسلم الثبوت ، ذيل مستصفى ، چاپ بولاق 1294 ق ، ص 9 .