3 ) آيا در نماز مىتوان به هريك از قرائتها اكتفا كرد مشهور ، جواز اكتفا بر هريك از قرائتهاى سبع است و عدّهاى هم ادعاى اجماع كردهاند . برخى از اين هم فراتر رفته و به جواز اكتفا به قرائتهاى عشر قائل شدهاند .
برخى ديگر هم به اكتفا بر هر قرائتى كه اولا با قواعد عربى سازگار باشد و ثانيا - و لو به احتمالى - با مصاحف عثمانى مطابقت داشته باشد و ثالثا مستند قرائت ، صحيح باشد كه در اين صورت ، قرائات به عددى محصور نيست . « 1 »
حق اين است كه بر حسب قواعد اوليه نمىتوان به هر قرائتى اكتفا كرد ، بلكه بايد قرآن بودن مقروء احراز گردد ؛ چرا كه در نماز به يقين و قطع ، قرائت قرآن واجب است و اشتغال ذمّهء يقينى ، به حكم عقل ، برائت يقينى مىخواهد . بنابراين ، بايد در نماز چيزى خوانده شود كه به يقين يا به دليل معتبر ، قرآن بودن آن محرز گردد . براى مثال ، اگر در نماز معتقد باشيم كه پس از قرائت سورهء فاتحه بايد سورهاى از قرآن خوانده شود ، نمىتوان به سورهاى كه در آن اختلاف قرائت است ، فقط با يك قرائت پرداخت بلكه بايد سورهاى خواند كه در آن اختلاف قرائت نباشد يا نماز را با قرائتهاى مختلف تكرار كرد يا لااقل موارد اختلاف را تكرار كرد و سرانجام يا به يك قرائت . براى مثال به قرائت كسى كه عمل او حجّت است ، بسنده كرد ؛ مثل اينكه پيامبر ( ص ) سوره را در نماز به آن قرائت خوانده باشد . همينطور است كلام در مورد سورهء فاتحه نسبت به قرائت
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
و
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
.
اما با ملاحظهء ساير ادلّه ، همهء قرائات معروف در زمان پيشوايان ( ع ) صحيح بهنظر مىرسد ، اعم از آنكه از قرائت قرّاء سبعه باشد يا غير آن زيرا اين قرائات همه در زمان امامان ( ع ) وجود داشته است و دوستان آنان به آنها نماز مىگزاردند و به هيچ وجه ردعى از جانب ايشان به عمل نيامده است و الّا به تواتر و لااقل به خبر واحد به ما مىرسيد ، بلكه به صراحت از امامان ( ع ) امضاى قرائات معروف به ما رسيده است و فرمودهاند : « اقرأ كما يقرأ النّاس » يا « اقرأ كما تعلّمتم » . « 2 »
بنابراين قرائات شاذ مانند
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
به صيغه ماضى « 3 » يا قرائت موضوعه ،
هامش
( 1 ) - بيان ؛ ج 1 ، ص 117 .
( 2 ) - فيض كاشانى ، مولى محسن ؛ الوافى ؛ ج 5 ، باب اختلاف قرائات .
( 3 ) - كشاف ؛ ج 1 ، ص 9 .