مقدّمه
علوم قرآنى اصطلاحى است تازه و صرفنظر از علومى كه در ذيل آن آورده مىشود ، در مفاد اين تركيب اضافى ، چند وجه مىتوان تصوّر كرد ، از جمله :
1 . علومى كه درك و فهم آيات قرآنى به آنها بستگى دارد :
با توجه به آنچه مطرح شده است ، به يقين اين معنى منظور نيست زيرا نه جامع است و نه مانع . جامع نيست ، چون در اين صورت بايد علومى از قبيل صرف و نحو ، معانى و بيان هم در ذيل آن آورده شود ، در حالى كه اين روش معمول نيست ، مگر اينكه گفته شود اين امر به اين علّت است كه اين علوم بهطور مستقل مورد بحث قرار گرفتهاند . مانع نيست زيرا در اين صورت ، بايد از آوردن علومى چون تاريخ قرآن ، تجويد ، قرائت و كتابت قرآن و احوال قرّاء ضمن علوم قرآنى خوددارى شود ؛ مگر اينكه ادعاى استطراد شود كه آنهم بعيد است .
2 . علومى كه از قرآن كريم سرچشمه گرفته است :
از قبيل معارف اعتقادى ، فقه ، اخلاق ، قصص و امور طبيعى و فلكى . بديهى است ارادهء اين معنى بعيدتر از ارادهء معناى اوّل است ؛ زيرا علاوه بر اينكه بسيارى از مسائل مطروح در اين علوم از اين دست نيست ، مسائلى كه به آنها اشاره شد نيز غالبا در علوم قرآنى مورد بحث قرار نگرفته است .
3 . علومى كه از قرآن مجيد بحث نموده است :
بهنظر اينجانب منظور از اين اصطلاح ، علومى است كه در آنها به نحوى قرآن مجيد مورد بحث قرار گرفته است . در اين صورت ، بدون ترديد ، چندان اشكالى وجود ندارد ؛