به جمع مىرفت « يسير على هينته « 1 » ما ذا وجد فجوة نصّ » .
مفسّر : خطابى است كه مراد آن را مىتوان از خود آن دريافت . مفسّر در اصل لغت براى چيزى وضع شده كه داراى تفسير است ولى چون هر چيز كه داراى تفسير است به تفسير مىتوان مراد آن را دريافت و چيزى كه بنفسه معلوم المراد است به همين منزله است ، لذا به چيزى كه بنفسه معلوم المراد است نيز مفسّر گفتهاند .
محكم : خطابى است كه جز يك وجه در آن محتمل نباشد و آن را محكم ناميدهاند بدين جهت كه در ابانهء مراد ، داراى احكام است .
متشابه : خطابى را گويند كه در آن دو وجه يا بيشتر محتمل باشد .
وصف همهء قرآن به متشابه در آيهء مباركهء
« اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً »
« 2 » بدان سبب است كه در باب دلالت و هدايت و اعجاز ، متماثل است . و اينكه قرآن در آيهء ديگر به احكام موصوف شده
« الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ »
« 3 » بدين جهت است كه خداوند حكيم به وجهى آن را إحكام بخشيده كه در آن تفاوت نيست و غرض مقصود به آن حاصل مىآيد و بههمينجهت است كه بايد متشابه را بر محكم حمل نمود و محكم را اصل متشابه قرار داد . در آيه سومى بعض قرآن به إحكام و بعض ديگر به تشابه موصوف گشته :
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ »
« 4 » مقصود همان است كه در گذشته بيان داشتيم « 5 »
ظاهر : خطابى است كه مراد آن براى سامع آشكار است .
در گذشته معناى عامّ ، خاصّ ، أمر و نهى دانسته شد ، لذا نيازى به اعاده نيست ( ص 154 - 152 ) .
هامش
( 1 ) - هينته : وسيله ، الرسل و الرفق ( رجوع شود به قاموس ، مادّهء ، هين و رسل ) .
( 2 ) - 39 / 23 .
( 3 ) - 11 / 1 .
( 4 ) - 3 / 7 .
( 5 ) - ممكن است مقصود از عبارت « و المعنىّ بذلك ما قدّمناه » تعريف محكم و متشابه باشد و ممكن است ذيل آيهء دوم يعنى وجوب حمل متشابه بر محكم .