تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ادوار اصول فقه — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
زيرا حقّ استثنا اين است كه چيزى را از كلام اخراج كند كه اگر استثنا نباشد به‌طور مسلّم داخل است . 2 - تصريح اهل لغت به اينكه اسماء أجناس بر قليل و كثير دلالت مىكند و به‌همين‌جهت است كه گفته‌اند : اسم جنس جز در صورت اختلاف أجناس ، جمع بسته نمىشود و استعمال الف و لام در عهد و تعريف جنس مستلزم نيست كه مفيد استغراق نباشد چنان‌كه « من » و « ما » گاهى در معهود استعمال مىشود و اين دلالت ندارد بر اينكه ابدا در استغراق استعمال نشود . مرحوم شيخ پس از ردّ استدلال ابو على و ابو هاشم گفته است : دليل استثناء بر بيش از اين دلالت ندارد كه جمع محلّى به لام به‌طور حقيقت ، مفيد استغراق است ، ليكن اين معنى ، دلالت ندارد بر اينكه در اقلّ جمع ، حقيقت نيست ، ولى با اين حال هرگاه از حكيم صادر شود و قرينه‌اى بر اقلّ جمع نباشد بايد بر استغراق حمل شود و نمىتوان عكس نمود زيرا در اين صورت براى ادخال الف و لام فايده‌اى نمىماند ( ص 115 - 112 ) .

فصل سى و چهارم : در اقلّ جمع .

متكلّمان و اكثر فقها اقلّ جمع را سه فرد مىدانند و كمى از فقها دو فرد . « شيخ » ، خود قول اوّل را اختيار كرده و به چهار دليل استدلال مىكند : يكى - اينكه اهل لغت چنان‌كه بين مفرد و مثنّى فرق گذاشته‌اند ، همين‌طور بين مثنّى و جمع نيز فرق گذاشته و هريك را به علامتى اختصاص داده‌اند ، پس اگر بتوان گفت كه : بر دو فرد جمع صادق است ، بايد بتوان گفت كه : بر يك فرد نيز مثنّى يا جمع صادق است و چون اين صحيح نيست ، آن نيز صحيح نخواهد بود . ديگر - آنكه براى امر به دو فرد مىگويند : « افعلا » و براى امر به بيشتر « افعلوا » و بنا بر مذهب خصم بايد بين آن دو فرقى نباشد . سوم - آنكه اهل لغت براى تفسير عدد سه ، لفظ جمع به كار مىبرند و مىگويند : « ثلاثة رجال » و براى عدد دو چنين نمىكنند ، بلكه مىگويند : « رجلان » . از اين معلوم مىشود كه بين آنها فرق است .
ادوار اصول فقه — صفحة 165 | ابو القاسم گرجى