خصوص لفظ اين است كه چيز مخصوصى را شامل شود .
مرحوم شيخ پس از اينكه الفاظ تثنيه و جمع و نكره و مانند آن را از اين جهت كه بر وجه استغراق شامل نمىشود به عموم موصوف ندانسته ، به ذكر الفاظ عموم پرداخته و در اين مقام ، اين الفاظ را برشمرده است :
« من » در جميع عقلا ، در صورتى كه نكره باشد براى شرط يا استفهام .
« ما » در غير عاقل ، در صورتى كه نكره و براى شرط يا استفهام باشد . بعضى گفتهاند « ما » عاقل و غير عاقل هر دو را شامل مىشود .
« أىّ » براى عاقل و غير عاقل ، هر دو . مرحوم شيخ خود اين كلمه را مفيد استغراق نمىداند مگر به دليل خارجى .
« متى » در اوقات .
« أين » در مكان .
« نكره در سياق نفى » .
« اسم جنس مدخول ال » در صورتى كه مقصود تعريف نباشد ، مانند :
« وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ »
« 1 » و « أهلك النّاس الدّينار و الدّرهم » .
« مشتقّاتى كه الف و لام برآن داخل شود » در صورتى كه عهد مقصود نباشد ، مانند :
« وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ »
« 2 » و
« الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي » .
« 3 »
« جمع محلّى به لام » هرگاه براى تعريف و عهد نباشد . در اينجا به اختلاف متكلّمان در دلالت ألفاظ جموع و اجناس مدخول ال بر استغراق يا تعريف جنس و در دلالت جمع بر سه فرد اشاره نموده و گفته است : پس از اين در اين باب ، نظر صحيح را بيان خواهيم داشت .
لفظ « كلّ » . ( ص 105 - 103 )
هامش
( 1 ) - 103 / 2 .
( 2 ) - 5 / 40 .
( 3 ) - 24 / 2 .