سوم : اخبار و انشاء اطلاق مىشود بر گفتن گوينده ، كلام اخبارى يا كلام انشائى را پس انشاء يعنى گفتن كسى كلام انشائى را و اخبار يعنى گفتن او كلام اخبارى را . شارح محقق در عبارات خويش فقط دو معنى اخير را بيان داشته .
و الاظهر انّ المراد : بعد از آنكه شارح دو معنى را بيان مىكند ميگويد : مراد مصنف و ديگران از انشاء معنى دوم است « و در شرح ما معنى سوم به حساب آمد » كه مراد از انشاء اين است كه گوينده ، كلام انشائى را بگويد . بدليل اينكه مصنف انشاء را تقسيم به طلب و غيرطلب مىكند و طلب را نيز تقسيم به تمنى و استفهام و غير ايندو مانند امر و نهى مينمايد . در صورتى كه ميدانيم مراد از اين الفاظ معانى مصدريّه آنها است مثلا منظور از تمنّى درخواستكردن است نه كلامى كه مشتمل بر معنى تمنّى باشد مانند « ليت زيدا قائم » .
فافهم : اين عبارت جواب از سئوال مقدر است . گويا كسى ميگويد : شما قبلا گفته بوديد در علم معانى بحث از احوال لفظ است .
و در اينجا ميگوئيد منظور از انشاء القاء مثل اين كلام است . القاء فعل متكلم است و كارى باحوال لفظ ندارد .
شارح ميگويد : بايد فهمت را به كار ببرى تا بدانى كه القاء مثل اين كلام چيزى است كه عارض شده بر كلام انشائى پس القاء و گفتن از عوارض و احوال لفظ است .
فالانشاء ان لم يكن : مصنف بوسيله « ان » براى انشاء در عبارتش كه گفته « ان كان طلبا » تقسيمى ذكر نموده كه يك قسمت را آورده و قسمت ديگر را حذف كرده . شارح بوسيله اين عبارت قسمت ديگر
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص٧٠