تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
است چنان كه
لا رَيْبَ فِيهِ
نسبت بذلك الكتاب بود . او لكون الجملة الثانية بدلا منها : دومين موارد از موارد كمال اتصال آن است كه جمله دوم نسبت بجمله اول بدل باشد . بدل را جائى ميآورند كه جمله دوم نسبت به اول غير وافى به تمام مراد يا مثل غير وافى به تمام مراد باشد . منظور از غير وافى بدل بعض و بدل اشتمال است . زيرا بدل بعض خاص است و مبدل‌منه آن عام . و غرض متكلم نيز خاص است و هيچگاه عام خاص را نمىفهماند مانند ضربت زيدا رأسه كه منظور رأس است نه خود زيد . و بدل اشتمال مبيّن است و مبدل‌منه آن مجمل است و هيچگاه مجمل مقصود را نمىفهماند . و منظور از مثل غيروافى بدل كل است . اگر ما بدل كل از كل را در جمله‌ها اجازه بنمائيم . در غير جمله‌ها مانند جائنى زيد اخوك بدل كل را در مفردات همه صحيح ميدانند . ولى در جمله‌ها بعضى قبول نمىكنند . در مفرد مانند « جائنى زيد اخوك » اخوك بدل است ، جائنى زيد مبهم است زيرا زيد ممكن است نام چندين نفر باشد ولى اخوك كاملا معين مىكند . بدل را در موردى ميآورند كه مراد مطلوب فى نفسه باشد يا مراد فظيع ، عجيب و يا لطيف باشد . فتنّزل الثانية منها : اصل بدلها در مفردات‌اند . اگر جمله بدل شود نازل منزله مفرد خواهد شد . و اين عبارت اشاره به همين مطلب دارد . نحو امّدكم بما تعلمون : « ما تعلمون » مبدل‌منه است « امّدكم بانعام و . . . » بدل است . ما تعلمون عام است شامل همه نعمتهائى كه خداوند به بشر عنايت فرموده مىشود . انعام و بنين ، جنّات و عيون يك قسمت از