مينمايد . اين مثالها براى تأكيد در غير جمله بود .
نحو لا ريب فيه : مصنف براى دفع توهم تجوّز و غلط در جملهها مثال به
« لا رَيْبَ فِيهِ »
آورده .
اذا جعلت آلم : شارح قبل از بيان شاهد . آيه را تركيب مينمايد و ميگويد : آلم طايفهاى از حروف است كه بايد گفت رمزى است كه غير خداوند معنى آن را نمىفهمد و يا آنكه اشاره به معانى مانند « انا الله الكريم » و « اللّه نزل جبرئيل على محمد » دارد « ذالك » مبتدا ، « الكتاب » خبر آن .
« لا رَيْبَ فِيهِ »
تأكيد معنوى است . « لا » نفى جنس « ريب » اسم لا . « فيه » جار و مجرور متعلق بمحذوف خبر « لا » .
او جملة مستقله : تركيب ديگر اينست كه « آلم » جمله مستقل باشد بنابرآنكه مبتدا بوده و خبرش حذف شده و يا خبر است و مبتدايش محذوف است و در اصل « هذا آلم » يا « آلم هذا » بوده است . « ذالك » مبتدا « الكتاب » خبرش
« لا رَيْبَ فِيهِ »
تأكيد معنوى .
غير از اين تركيبها جايز است « آلم » جمله فعليه باشد و در اصل « اقسم بآلم » بوده و حرف جر از آن حذف شده . يا در اصل « اذكر آلم » بوده . كه بنا بر اول « آلم » در محل جرّ است و بنا بر دوم در محل نصب .
اگر « آلم » جمله مستقله باشد چه جمله اسميه يا فعليّه منظور از آن يا اسم سوره است يا نام قرآن يا اسمى از اسماء خداوند متعال .
فانه لما بولغ : شاهد در اين آيه اينست كه داراى سه تأكيد است :