جمله اول . اللّه كاف عبده است كه اخبار است . و جمله دوم هم لفظا و معنا هردو انشاءاند .
او لانّه لا جامع : سومين مورد از موارد فصل اين بود كه بين دو جمله جامع نباشد . شرح معنى جامع بعدا ميآيد . ولى فعلا جامع را بمعنى تناسب معنى ميكنيم . مانند زيد طويل و عمرو نائم . بين اين دو جمله هيچگونه ربطى و تناسب نيست . طول قامت زيد ربطى به خواب عمرو ندارد .
و اما كمال الاتصال : كمال اتصال يكى از موارد چهارگانهاى بود كه مربوط بفصل بين دو جمله ميشد . جائى بين دو جمله كمال اتصال است كه جمله دوم نسبت بجمله اول تابع باشد . توابع پنج قسمند . ولى عطف بواو و صفت از بحث ما خارجاند . سه قسم ديگر عطف بيان . بدل و تأكيد داخل است . تأكيد دو قسم است لفظى و معنوى .
لدفع توهم تجوّز او غلط : تأكيد معنوى گاهى براى دفع توهم تجوّز است يعنى متكلم در كلام خودش تأكيد ميآورد تا سامع توهم مجازگوئى در كلام متكلم نكند مانند « زارنى الوالى نفسه » متكلم ميگويد « زارنى الوالى » سامع باورش نميشود كه خود والى زائر باشد و احتمال ميدهد متكلم مجازگوئى نموده و بجاى آنكه غلام والى بگويد والى گفته متكلم براى دفع اين تجوّز كلمه « نفسه » را ميآورد .
و گاهى تأكيد معنوى براى دفع توهم غلط است . كه در همين مثال سامع پنداشته متكلم كه ميگويد « زارنى الوالى » كلمه « والى » را اشتباها آورده . متكلم براى دفع اين توهم تأكيد به « نفسه »
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٣١