چه واو در عبارت نيآمده ولى چون متكلم قصد اعطاء حكم دارد همين براى ربط كافى است . و مثالش همان است كه نوشته شد و ذوق در اين موارد دليل مطلب است .
و الحاصل : شارح شش قسمتى را كه شرح داديم بطور خلاصه آورده است .
فاخذ المصنف : مصنف ميخواهد در حالات 6 گانه كلام توضيح و تحقيق كند . آن شش حالت از اينقرارند : 1 - كمال انقطاع بدون ايهام 2 - كمال اتصال . 3 - شبه كمال انقطاع . 4 - شبه كمال اتصال .
اين 4 صورت مورد قطع و فصل بودند . 5 - كمال انقطاع با ايهام .
6 - توسط بين الكمالين . و ايندو صورت مورد وصل و عطفاند . ضمنا فاء فاخذ فاء جواب شرطى است كه مقدر است و از كلام سابق فهميده مىشود يعنى اذا اردت تحقيقها فقد اخذ المصنّف .
اما كمال الانقطاع : كمال انقطاع بين دو جمله سه مورد دارد :
1 - دو جمله لفظا و معنا يكى از آنها اخبار و ديگرى انشائى باشند .
2 - دو جمله معنا يكى خبرى و ديگرى انشائى اگرچه لفظا هردو خبرى يا هردو انشائى باشند . 3 - دو جمله هردو خبرى يا هردو انشائى باشند . اما بين آنها جامع نباشد .
فلاختلافهما خبرا و . . . : مورد اول از سه مورد كمال انقطاع را مصنف توضيح ميدهد و مثال به و قال رائدهم . . . كه ظاهرا از « اخطل » شاعر است ميآورد جمله « ارسو » فعل امر حاضر است .
بمعنى اقيمو ، نزاولها جمله اخبارى است و متكلم معالغير مضارع .
نميتوان بهم عطف كرد چون هيچگونه تناسبى ندارند . رائد يعنى
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٢٩