است . شاعر ميگويد فراق تلخ است و آقاى ابا الحسين كريم است .
فهذا العطف : شارح ميگويد چه اين شعر از باب عطف مفرد بر مفرد باشد يا عطف جمله بر جمله صحيح نيست . عطف مفرد به آن است كه انّ بفتح همزه خوانده شود . و عطف جمله به اين است كه انّ بكسر همزه باشد .
اگر انّ خوانده شود مابعدش را بتأويل مصدر مىبرد و بسوى اسمش اضافه مىشود . و اين مضاف و مضافاليه مفرد است و اگر انّ خوانده شود با اسم و خبرش جمله مفعول براى عالم خواهد شد . و در هردو صورت احتياج به جهت جامعه خواهد بود . چنان كه در ابتداى باب فصل و وصل بيان گرديد .
و قوله لا : شارح ميگويد در شعر ابى تمّام كه گفته « لا » اين لا ردّ كلام حبيبه شاعر است كه او مىگفته علاقه و عشق شاعر از بين رفته . شاعر او را ردّ مىكند و ميگويد چنين نيست . بلكه فراق بسيار تلخ است .
و الّا اى و ان لم يقصد : در صورتى كه نخواهيم جمله دوم با جمله اول در حكم اعرابى شريك شود عطف نمىگيريم . مانند
وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ . . .
جمله
« اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ »
بر
« إِنَّا مَعَكُمْ »
عطف نشده . زيرا
« إِنَّا مَعَكُمْ »
مقول قول كفّار است . و
« اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ »
مقول قول آنها نيست . پس اگر عطف ميشد در محل نصب قرار ميگرفت و مقول قول آنها ميشد .
و انّما قال : يك احتمال اينست كه جمله
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ
عطف بر
« إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ »
باشد كه نسبت به
« إِنَّا مَعَكُمْ »
بيان و تفسير است .
شارح ميگويد اين احتمال را مصنف نگفته براى اينكه حكم اين جمله با
« إِنَّا مَعَكُمْ »
يكى است . همان ايرادى كه در عطف بر آن بود