تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
هست و يا نيست اگر نباشد مانند زيد و عمرو مفردات‌اند . اگر اسناد باشد يا بالاصاله است يا بالمشابهه . اسناد باالمشابهه نه جمله است و نه كلام مانند اسناد اسم فاعل بفاعلش مثل ء عالم اخوك . و ء مضروب ابوك . اگر اسناد بالاصاله باشد يا مقصود لذاته است و يا مقصود لغيره . اگر مقصود لغيره باشد جمله هست ولى كلام نيست . مانند جمله خبر ، جمله مفعول ، جمله صفت ، جمله صله ، جمله حال و . . . خبر مقصود است براى مبتدايش و مفعول براى فعلش ، صفت براى موصوفش ، صله براى موصول و حال براى ذىالحال و اگر مقصود لذاته باشد كلام است . بعد از بيان اين مقدمه و فهميدن اين فرق ، مصنف ، كلام نگفت و جمله گفت براى آنكه شامل صله ، خبر ، مفعول ، حال و صفت و . . . بشود . فاذا اتت جملة : از اينجا كلام مصنف شروع در بحث وصل است . اتصال دو جمله يا با واو است يا با غير واو « فاء و ثم و حتى و . . . » اگر با واو باشد و بخواهيم جمله دوم در اعراب جمله اول شركت كند در صورتى ميتوان بوسيله واو عطف گرفت كه بين ايندو جمله جهت جامعه باشد . جهت جامعه يعنى جهتى كه آن دو جمله در آن جهت باهم شريك‌اند و مناسبتى كه آن دو جمله باهم دارند . آن مناسبت و آن جهت شركت را . جهت جامعه ميگويند . مانند زيد يكتب و يشعر . جمله يكتب يعنى نثر مىنويسد و يشعر يعنى شعر ميگويد بين گفتن شعر و كتابت تناسب است . زيرا هردو ايجاد و انشاء سخن است . كتابت در اينجا بمعنى نوشتن نثر و شعر هم سرودن نظم است و پيدا است كه اين هردو باهم متناسب‌اند .