تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
شرط را چنين در تقدير گرفته ان ارزقه . . . مثال استفهام نيز اينطور است اين بيتك ازرك . وسيله زيارت شناختن بيت است لذا ميگويد ان تعرفيه ازرك . در دو مثال ديگر خود طلب را در تقدير مىگيرد . و ذالك لانّ الحامل : شارح علت در تقدير گرفتن شرط را اينچنين بيان مىكند كه مطلوب گاهى لذاته است مانند « اكرمنى » و گاهى لغيره . و اينكه لغيره باشد بيشتر است مانند اكرمنى اكرمك . متكلم كه از مخاطب طلب اكرام مىكند بخاطر آن است كه متكلم نيز متقابلا بمخاطب اكرام نمايد و از اين طريق شرط وارد طلب مىشود . و هرگاه شرط آمد فعل مضارع نيز در تقدير گرفته خواهد شد . و لمّا جعل النّحاة : نحوييّن در پنج مورد گفته‌اند شرط در تقدير است . يعنى علاوه بر اين 4 مورد عرض را نيز اضافه كردند . عرض بفتح عين و سكون راء بمعنى درخواست چيزى به نرمى است مانند الا تنزل عندنا تصب خيرا منّا . مصنف درصدد جواب برآمده كه عرض چيز اضافه‌اى نيست . عرض از استفهام بوجود آمده . يعنى همزه داخل بر نفى شده است . و يجوز تقدير الشرط فى غيرها : چون مناط تقدير شرط لغيره بودن مطلوب بود بنابراين هركجا مطلوب لغيره باشد . اگرچه از اين موارد هم نباشد . ميتوان شرط را در تقدير گرفت . مانند ام اتخذوا من دونه اولياء فاللّه هو الولّى . ( 1 ) كه تقدير كلام ان ارادوا . . . است . ضمنا بايد دانست كه بحث نصب مضارع مطرح نيست بلكه فقط تقدير شرط مورد بحث است .