الثاني كقوله تعالى : قسم دوم چون كثرت استعمال دارد مصنف و شارح مقدم داشتهاند و آن اينست فعلى كه نازل منزله لازم شده كنايه از مفعول مخصوص نباشد . مانند
« هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » .
شاهد بر « يعلمون » است كه در هردو مورد مفعولش حذف شده و در عين حال اشاره به فعل ديگرى كه داراى مفعول خاص باشد نگرديده و معنى آيه اينست كه دانستن با ندانستن برابر نيست . براى آيه توضيح بيشترى است كه در عبارات بعد بيان مىشود .
السكاكى ذكر : اين عبارت جزء متن مصنف نيست . بلكه جزء شرح است كه براى روشن شدن متن بعد ، شارح ذكر كرده . متن بعد عبارت « افاد ذالك مع التّعميم » است . چون عبارات مصنف تلخيص شده از كتاب سكاكى است . گاهى فهميدن متن او منوط بكلام ايشان است .
اينك براى آنكه علت حذف مفعول فعل متعدى روشن شود بايد بهبينيم سكاكى چه گفته : او در دو مورد سخن گفته ، مورد اول درباره الف و لام . و مورد دوم درباره حذف مفعول . سپس چون هردو مطلب يكى بوده دوّم را باوّل برگردانده در بحث الف و لام گفته در مقامى كه مقتضاى كلام خطابه است مانند جملات و كلماتى كه براى موعظه آورده مىشود و احتياج به استدلال ندارد . الف و لام معنى استغراق دارد . تا عموم را بفهماند و حكم را براى يك فرد اثبات نكند .
زيرا اثبات حكم براى يك فرد بدون جهتى ترجيح بلا مرّحج است . مانند كلام رسول صلّى اللّه عليه و آله . « المؤمن غرّ كريم » و « المنافق خبّ لئيم » كه منظور از مؤمن و منافق در هردو عبارت عموم و شمول است .