و تأييد اين قول اين است كه شارح هم گفته « و لا ستطالة تلك اللّيله » .
امثل بمعنى افضل است .
شاهد بر كلمه « انجل » است كه بمعنى تمنّى است نه بمعنى امر حقيقى است و نه بمعنى ترجّى . دليل اول اينست كه در قدرت شاعر نيست كه طلب انجلاء بطور استعلاء ازليل كند . دليل دوم اينست كه چون شب طولانى بوده گويا طمعى در روشن شدن و آمدن صبح براى شاعر نبوده بخصوص كه در ابيات بعد ميگويد گويا ستارههاى اين شب را به كوههاى يذبل بستهاند و هيچگونه حركت نمىكنند .
و الدّعاء : از معانى مجازيه صيغه امر دعاء است . بمعنى آنكه بطور تضرّع و خضوع چيزى را طلبكردن . نه بطور استعلاء . چه آمر و طالب مساوى در رتبه باشد يا عالى يا دانى مانند ربّ اغفر لي .
و الالتماس : آخرين معنى كه مصنف براى امر بيان نموده التماس است . يعنى طلب مساوى از مساوى بدون استعلاء چنان كه دو نفر كه همبحث يكديگرند چيزى از هم طلب كنند . خلاصه مطالب باينجا ميرسد كه در امر استعلاء است . اگرچه از ادنى صادر شود . و مناط دعا ، تضرع و خضوع است اگرچه از اعلى صادر شود . و مناط التماس تساوى است بدون استعلاء و تضرّع .
فان قيل : ايراد اين قائل و جواب آن از مباحث ما روشن شده و احتياج بتوضيح نيست .
[ بحث فور و تراخى ]
ثم الامر قال السكاكى : درباره اينكه آيا امر معنى فور دارد يا تراخى بين علماء اختلاف است . عقيده شارح و مصنف اينست كه معنى امر طلب ماهيت فعل است . فورا انجام دادن يا ديرتر انجام