تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
« مدبرا » حال از ضمير مستتر در « ولّى » است و چون معناى عامل « ولّى » و حال « مدبرا » يكى است و هردو به معناى پشت‌كردن است و قبل از ذكر حال ، اين معنا براى فاعل و ذوالحال ثابت و بيان شده ، بنابراين آمدن حال براى تاكيد و تكرار آن معنا براى فاعل و ذوالحال است و از طرف ديگر ذوالحال بالنسبه به مدت انجام فعل قبل و با ملاحظهء معناى آن همواره داراى اين حال است زيرا توليّت و پشت كردن همواره به صورت ادبار است پس حال ملازمه مىباشد . ابن مالك مىگويد :
و عامل الحال بها قد اكّدا * في نحو : لا تعث في الأرض مفسدا
الثالثة : سومين موردى كه حال واجب است حال ملازمه باشد ، در جائى است كه عامل حال دلالت بر قديم نبودن بلكه حادث بودن ذات ذوالحال مىكند ، بنابراين هميشه در اين مورد عامل از حيث معنا بايد از مصدرى باشد كه دلالت بر ايجاد و حدوث ذوالحال كند مانند قول خداوند در بيان كيفيت خلقت انسان :
وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً
« النساء / 28 » كه عامل حال كه « خلق » است دلالت بر حادث بودن ذوالحال « الإنسان » مىكند زيرا اگر قديم بود خلق و ايجادكردن براى او معنا نداشت . در اين مورد ، حال « ضعيفا » براى بيان اين است كه ذوالحال از همان ابتداى خلقت ، با اين حال آفريده شده است و دائما اين گونه است . و تقع الملازمه : و گاهى حال ملازمه در غير از آن سه مورد يافت مىشود البته اين وقوع سماعى است در حالى كه در آن سه مورد قياسى مىباشد . يكى از موارد حال ملازمهء سماعى اين آيه شريفه است :
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ
« آل عمران / 18 » شاهد : در حال ملازمه سماعى بودن « قائما » از ضمير « هو » است ، و دليل بر اينكه حال در اينجا ملازمه است ، اين مىباشد كه مراد از ضمير ذات اقدس است و تمامى اوصاف ذاتى خداوند ، ملازم وجود تعالى اوست ، البته بايد توجه داشت كه اين حال ملازمه بودن « قائما » در وقتى است كه نصب « قائما » بنابر حاليت باشد . بايد دقت داشت كه عامل در ذوالحال عامل در حال نيز است در اين آيه عامل در
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 67 | غلامعلى صفايى