المنى : جمع المنية يعنى آرزو و « المنون » به معناى مرگ است .
معناى شعر : « آيا خوشحال مىشوى از حيث نفست به جهت رسيدن به آرزوها در حالى كه خواننده مرگ آشكارا فرياد مىكند » .
السادس : ششمين فرق بين حال و تمييز ، اين است كه اصل در حال مشتق بودن است زيرا صفات كه مشتق هستند مىتوانند بيان هيأت ذوالحال كنند و لكن اصل در تمييز جامد بودن است زيرا مبيّن ذوات است و الفاظ جامد مبين ذوات مىباشند ، لكن گاهى در مقام استعمال به عكس مىشود و حال را جامد و تمييز به صورت مشتق استعمال مىشود ، مانند : « هذا مالك ذهبا » كه « ذهبا » حال از « مالك » است با آنكه جامد مىباشد و مانند آيه شريفه :
وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً
« الأعراف / 74 »
كه « بيوتا » جمع « بيت » با آنكه جامد است حال از « الجبال » مىباشد . و گاهى در استعمال ، تمييز به صورت مشتق استعمال مىشود ، مانند : « للّه درّه فارسا » كه در اينجا « فارسا » با آنكه مشتق است تمييز نسبت در « درّه » يعنى تمييز نسبت بين مضاف و مضافاليه است .
بايد دانست كه جمله « للّه درّه » از جملاتى است كه در مقام تعجب مدحى استعمال مىشود و سپس بعد از اين جمله ، منشأ تعجب مدحى را به عنوان تمييز مىآورند . و « درّ » در لغت به معناى شير و كثرت آن است ، لكن در اين عبارت كنايه از خير و كثرت امور نيكى است كه از شخصى صادر مىشود و با آوردن تمييز ، آن امر خير بيان مىشود و ضمنا خير كثير آن شخص نيز به خدا نسبت داده مىشود « للّه » تا بفهمانند كه همه امور خير از ناحيه خدا و ملك خداست .
و « للّه » خبر مقدّم و « درّ » مبتداى مؤخّر و ضمير مذكور بعد از آن ، مضافاليه آن است و « فارسا » تمييز نسبى است .
و اختلف في المنصوب بعد « حبّذا » : علماى نحو درباره عنوان اسم منصوب بعد از « حبّذا » اختلاف دارند كه آيا آن اسم منصوب حال يا تمييز است و در اينباره چهار قول است :