در اصل متعدى هستند ، لكن حكم لازم را دارند ؛ زيرا آن افعال به ترتيب - همانطور كه گفته شد - متضمن افعال لازم « تحدثوا ، بارك ، استجاب و يعث يا يفسد » مىباشند . « يعث » مضارع مجزوم « عيث - عاث ، يعيث » است كه چون « يجرح » جواب شرط است و « يعيث » هم در آن متضمن است پس اين فعل هم مجزوم مىشود و سپس به جهت التقاى ساكنين ، ياء حذف شده است .
و الستة الباقية : شش ملاك ديگر لازم بودن فعل ، عبارتند از :
1 - فعل دلالت بر معناى اخلاقى و باطنى كند ، مانند : « لؤم و جبن » : « او پست است و ترسو است » . قابل ذكر است كه اين قسم اخص از ملاك اوّل است زيرا ملاك اوّل اين بود كه وزن « فعل » باشد و دلالت كند بر سجايا و آنچه كه مشابه سجايا است لكن در اينجا مقصود افعالى است كه فقط دلالت بر سجايا كند هرچند بر وزن « فعل » نباشد ، لذا با ذكر ملاك اوّل از ذكر اين ملاك مستغنى و بىنياز نمىباشيم .
2 - فعل دلالت بر معناى عرضى و غيرذاتى كند ، مانند : « فرح و بطر » : « او خوشحال و فرحناك است » .
3 - فعل دلالت بر نظافت فاعل كند ، مانند : « طهر و وضؤ » : « او طاهر و پاكيزه است » .
4 - فعل دلالت بر رذالت فاعل كند ، مانند : « نجس و رجس » : « او نجس و پليد است » .
5 - فعل دلالت بر رنگ خاص داشتن فاعل كند ، مانند : « أدم : او گندمگون است » و « أخضرّ : آن سبز رنگ است » .
6 - فعل دلالت بر زيبايى ظاهرى فاعل كند ، مانند : « دعج : چشم او بسيار بزرگ است » و « كحل : پلك چشم او سياه - به واسطه سرمه - است » .
نكته : تمامى اين ملاكها علاوه بر شناخت فعل ماضى لازم ، موجب شناخت تمامى مشتقات آن نيز مىباشد .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٢١٥