الثالث عشر : سيزدهمين ملاك لازم بودن فعل ، رباعى مزيد فيه بودن آن فعل است ، مانند : « تدحرج و احرنجم » كه بر وزن « تفعلل و افعنلل » مىباشند .
الرابع عشر : اگر فعل متعدى ، متضمن فعل لازم باشد ، آن فعل متعدى حكم ، فعل لازم را دارا مىگردد ؛ زيرا باب تضمين عبارت است از دربر گرفتن لفظى معناى لفظ ديگرى را ، كه فايده آن ، اجراى احكام نحوى لفظ متضمّن بر لفظ متضمّن مىباشد ، مانند آيه شريفه :
إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ
« النساء / 83 »
شاهد : در متضمن شدن فعل متعدى « أذاعوا » معناى فعل لازم « تحدثوا » است كه به اين جهت لازم گشته و با حرف جرباء متعدى گرديده است . و مانند آيه شريفه :
وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ
« الأحقاف / 15 » .
شاهد : در متضمن شدن فعل متعدى « أصلح » معناى فعل لازم « بارك » است كه به همين علت لازم شده و با لام متعدى گرديده است ، و مانند قول مسلمين :
« سمع اللّه لمن حمده » در حالى كه « سمع » متعدى است لكن چون متضمن معناى « استجاب » شده كه فعلى لازم است ، لازم گرديده و با حرف لام - كه حرف تعديه « استجاب » است - متعدى گرديده است . و مانند قول ذى الرمة :
« و إن تعتذر بالمحل من ذي ضروعها * إلى الضيف يجرح في عراقيبها نصلي » « 1 »
شاهد : در متضمن شدن فعل متعدى « يجرح » معناى فعل « يعث يا يفسد » كه هردو لازم مىباشد است كه به همين جهت حكم فعل لازم را پيدا كرده و با « فى » متعدى گرديده است .
معناى شعر : « اگر عذر آورد آن شتر ، به سبب خشكسالى ، از صاحب شير بودنش - و شير دادنش - به مهمان ، فاسد و شكسته مىشود در شاهرگهايش نيزهام » .
فإنّها ضمّنت : تمامى افعال شواهد مذكور در اينجا - ملاك چهاردهم - با آنكه
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 7 / 132 ، شرح ابن يعيش : 2 / 39 ، الخزانة : 1 / 284 ، شرح الكافية : 2 / 345 .