در يكى كفايت از وجود رابط در ديگرى مىكند و مانند : « زيد قام و قعدت هند » كه بر عكس مثال اوّل است كه ضمير مستتر موجود در جمله معطوفعليه كفايت از وجود رابط در جمله معطوف مىكند زيرا جمله معطوف نيز رابط مىخواهد ، چون در حكم جمله معطوفعليه كه خبر است مىباشد .
و إنّما الواو للجمع في المفردات : مصنف كتاب ، رابط هفتم را قبول نداشته و در جواب به هشام مىگويد واو عاطفه در صورتى معناى جمع دارد و معطوف و معطوفعليه را نازل منزلهء شىء واحد قرار مىدهد كه معطوف و معطوفعليه آن مفرد بوده و جمله نباشد به همين دليل مثال : « هذان قائم و قاعد » صحيح است زيرا هردو مفرد هستند و واو دو ضمير مفرد را كه در « قائم و قاعد » است جمع مىكند كه در اين صورت ضمير تثنيه مىشود و مىتواند رابط بين خبر و بين مبتداى مثنى باشد ، لكن مثال : « هذان يقوم و يقعد » صحيح نيست زيرا واو واقع در بين جملات براى جمع نيست و چون در كلام ، رابط بين جملهء خبر با مبتدا وجود ندارد بنابراين مثال غلط است .
الثامن : هشتمين رابط بين جمله خبر با مبتدا ، وقوع جمله شرطيهاى مشتمل بر ضمير عائد به مبتدا بعد از جمله خبر است كه جواب آن جمله شرطيه حذف شده و جمله خبر دلالت بر جواب آن مىكند زيرا معناى هردو يكى مىباشد ، مانند : « زيد يقوم عمرو إن قام » شاهد در خالى بودن جمله خبر « يقوم عمرو » از رابط به مبتداست در حالى كه جملهء شرطيه « إن قام » كه بعد از خبر ذكر شده است داراى ضمير رابط به مبتداست زيرا ضمير مستتر در « قام » عود به « زيد » مىكند و جمله خبر نيز قرينه بر حذف جمله جواب شرط است پس اصل مثال اين گونه : « زيد يقوم عمرو إن قام يقم عمرو » بوده است .
التاسع : نهمين رابط ، « أل » نائب از ضمير مضافاليه است و اين قول كوفيون و گروهى از بصريون است كه قائل هستند « ال » نائب در زبان عرب وجود دارد و از همين قبيل است اين آيه شريفه :
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
« النازعات / 40 و 41 »