تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
كذا قالوا : جماعتى از علماء اينچنين شعر را تركيب كرده‌اند كه در اين صورت شعر شاهد بر بحث مىشود لكن مىتوان گفت كه اين شعر احتمال ديگرى نيز دارد و آن اينكه در جمله معطوف‌عليه كه خبر است يك ضمير كه مجرور حرف جرى است در تقدير باشد و اصل و تقدير اين گونه بوده است : « إنسان عيني يحسر الماء عنه » يعنى ظاهر مىشود اشك چشم از آن . كه در اين فرض رابط ، ضمير مقدّر است . و في المسألة تحقيق : لكن مبناى تحقيقى و صحيح در مورد رابط ششم و اين شعر ، اين است كه فاء عاطفه سببيه از خصوصيات آن اين است كه دو جملهء معطوف و معطوف‌عليه را نازل منزله و جارى مجراى يك جمله مىكند به همين جهت به وجود رابطى مانند ضمير در شعر در يكى از اين دو جمله كفايت مىشود و در اين صورت خبر كل جمله معطوف و معطوف‌عليه است ، همانطور كه وجود رابط در يكى از دو جملهء شرط و جزاء - آن‌گاه كه خبر واقع شود - براى ارتباط آن با مبتدا كفايت مىكند . و قابل ذكر است كه هردو جمله شرط و جزاء بنا بر قولى و يا يكى از آن دو بنا بر قول ديگر ، خبر آن اسم مىباشد ، مانند : « زيد إن أكرمته اكرمك » و « زيد إن أكرمت هندا اكرمه » . نكته : فاء عاطفه يكى از معانى آن سببيت است و آن در وقتى است كه جمله‌اى را بر جمله ديگر يا مشتقى را بر مشتق ديگر عطف مىكند « 1 » . السابع : هفتمين رابط بين جمله خبر و مبتدا اين است كه يا در جمله خبر يا در جمله معطوف بر خبر ، رابط وجود داشته باشد و حرف عطف واو بين اين دو جمله قرار داشته باشد بنا بر اينكه واو در اين موضع براى جمع و متحدكردن آن دو جمله است همانند فاء عاطفه سببيه كه دو جمله معطوف و معطوف‌عليه را در حكم يك جمله مىكند . اين قسم هفتم رابط را فقط هشام كوفى ذكر كرده است و مثال آن اين است : « زيد قامت هند و أكرمها » كه در جملهء خبر « قامت هند » رابط نيست بلكه در جمله معطوف « أكرمها » ضمير مستتر « هو » وجود دارد كه عود به « زيد » مىكند و چون معطوف و معطوف‌عليه در حكم يكديگرند لذا وجود ضمير
هامش
( 1 ) - ر . ك . مغني الأديب : 1 / 137 .