ب : اوّلين عامل حرف جر باشد چه معطوف مجرور بعد از حرف عطف باشد ، مانند : « في الدار زيد و الحجرة عمرو » و چه معطوف مجرور در آخر باشد ، مانند : « في الدار زيد و عمرو الحجرة » ، در اين مسأله سه قول است :
1 - مشهور و معروف است كه سيبويه عطف اين قسم را مطلقا صحيح نمىداند و مبرد و ابن سراج و هشام نيز اين راى را اختيار كردهاند .
2 - نقل شده است از أخفش كه اين قسم را مطلقا اجازه مىدهد و كسايى و فراء و زجاج اين نظريه اخفش را اختيار كردهاند .
3 - گروهى از نحويين كه يكى از آنان يوسف بن سليمان أعلم از علماى نحو اندلس است ، قائل به تفصيل در اين قسم مىشوند و مىگويند : اگر بعد از حرف عطف ، معطوف مجرور باشد ، مانند مثال اوّل ، اين قسم عطف به دو دليل جايز است .
الف : زيرا اين گونه در استعمالات عرب شنيده شده است .
ب : در اين حالت توازن و تعادل و تناسب و ترتيب بين معطوف و معطوفعليه است زيرا معطوف اوّل « الحجرة » عطف بر معطوفعليه اوّل « الدار » و معطوف دوّم « عمرو » عطف بر معطوفعليه دوّم « زيد » است .
و اگر اين گونه نبود يعنى بعد از حرف عطف ، معطوف مجرور نبود ، مانند مثال دوّم ، اين قسم عطف جايز نيست زيرا نه از عرب شنيده شده و نه در آن تعادل و تناسب متعاطفات است .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٤٣