شاهد : در دو جمله « يوم لك » و « يوم عليك » است كه « يوم » مبتدا و جار و مجرور خبر است و اين دو جمله تفصيل و شرح و توضيح اجمال در « يومان » است .
معناى حكمت : « روزگار دو روز است ، روزى به سود تو است و روزى به ضرر تو ، پس اگر به سود تو بود پس بسيار فرحناك مباش و اگر به ضرر تو بود صبر و استقامت داشته باش » .
3 - وقوع نكره بعد از فاء جزاء نيز يكى از مسوّغات ابتداء به نكره شمرده شده است مانند اين مثل معروف عرب : « إن مضى عير فعير فى الرباط » « 1 »
شاهد : در مبتدا شدن « عير » نكره است كه در ابتداى جمله جواب شرط قرار گرفته است معناى مثال : « اگر مرد - يا برود الاغى پس الاغ ديگرى در طويله است » نكته : « عير » معانى ديگرى نيز دارد كه به قرينه « في الرباط » مناسب اين مثال نيست ، مانند : كوه ، بزرگ قوم ، پادشاه ، طبل . .
و فيهنّ نظر : در اين هرسه مسوّغى كه علما بيان كردهاند اشكال است ، زيرا مسوّغ در اوّلى - « إنّما في الدار رجل » - جار و مجرور مختص بودن خبر است چنان كه در مسوّغ چهارم بيان شد ، بنابراين قبل از آمدن « إنّما » نكره شرايط مبتدا شدن را دارا گرديده است پس محصور بودن دخالتى در صلاحيت ابتداء به نكره ندارد . و در مثال دوّمى نيز مىتوان گفت كه « يوم » بدل تفصيل « يومان » است و « لك » صفت براى « يوم » است و « يوم » دوّم نيز عطف بر « يوم » اوّل است و اساسا « يوم » مبتدا نمىباشد . و در مثال سوم ، مسوّغ ابتداء به نكره « عير » توصيف تقديرى آن است زيرا تقدير آن اين گونه مىشود : « إن مضى عير فعير آخر في الرباط » كه صفت « آخر » حذف شده است .
نكته : همانطور كه بعضى از محشين « 2 » نيز اشكال كردهاند ، اشكال ابن هشام بر اوّلين از اين سه مسوّغ ، اشكال بر مثال است و اشكال بر اصل مسوّغيت محصور بودن نكره نمىشود ، زيرا آن اشكال ابن هشام در مثال « إنّما قائم رجل » كه « رجل » مبتداست وارد نمىشود .
هامش
( 1 ) - مجمع الأمثال : 1 / 40 .
( 2 ) - حاشية الدسوقي : 2 / 119 .