تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
2 - قول بعضى از نحويين : كاف اسم « كأنّ » بوده و اسم مرفوع و يا جملهء مذكور بعد از كاف خبر « كأنّ » مىباشد و جار و مجرور مثل « بالشتاء » متعلّق به خبر است . بنابراين در مثال اوّل : « كانّك بالشتاء مقبل » كاف لفظا اسم « كأنّ » است و « مقبل » خبر آن و « بالشتاء » متعلّق به « مقبل » مىباشد ، و چون عمر و زمان حيات انسان روىآورنده به زمستان است ، بنابراين از جهت معنا يك مضاف به كاف قبل از آن در تقدير است ، و تقدير و اصل مثال اوّل اين گونه است : « كأنّ زمانك مقبل بالشتاء » و همين تركيب در مثال دوّم نيز جارى است . لكن در مثال سوّم ، حذفى نمىباشد و كاف اسم « كأنّ » و جمله خبر آن است و جار و مجرور متعلّق به « تكن » و باء به معناى « في » است و فاعل « تكن » ضمير « أنت » مستتر است و « تكن » نيز تامه مىباشد . و معناى مثال اين گونه است : « نزديك است تو نبوده باشى در دنيا و پيوسته بوده باشى در آخرت » . 3 - قول ابن عصفور ، كاف زائده كافه است و نمىگذارد « كأنّ » در اسم و خبر عمل كند و باء نيز زائده است و آن مجرور مثل « الشتاء » محلا مرفوع مبتدا و « مقبل » خبر است . در اين صورت معناى مثال اوّل اين گونه است : « نزديك است زمستان روىآورنده باشد » .