نيز در نبود هشام از هم گسسته و متلاشى شده است .
فإن قيل : اگر اشكال گردد و گفته شود : اگر « كأنّ » در اين شعر داراى معناى تحقيق است ، پس از كجا معناى تعليل در شعر استفاده مىشود و به چه دليل گفته مىشود « كأنّ » معناى آن « لأنّ » است و به همين جهت در ترجمه معناى « زيرا محقّقا » آورده مىشود .
قلنا : در پاسخ به اين اشكال مىگوئيم مصرع دوم از اينجهت داراى معناى تعليل است كه در حقيقت اين مصرع از حيث معنا سؤال مقدّر از علت اقشعرار سرزمين مكه است ، و مىدانيم كه جواب از سؤال دربارهء علّت ، خود بيان علّت است بنابراين به اينجهت جمله داراى معناى تعليل مىباشد ، و « كأنّ » فقط دلالت بر تحقيق مىكند .
و اجيب بامور : در جواب و ردّ كسانىكه به اين شعر بر اثبات معناى تحقيق داشتن « كأنّ » تمسك كردهاند ، گفته شده است كه « كأنّ » در اين شعر معناى تحقيق ندارد ، بلكه به معناى تشبيه است و براى توجيه اين ادعا و حل اشكال اتحاد مشبّه و مشبّهبه در اين صورت ، دلائلى ذكر كردهاند كه عبارتند از :
1 - بايد دانست كه باء در « بها » به معناى « على » نيست تا معناى تحقيق به علّت اينكه هشام قطعا روى زمين نيست از « كأنّ » استفاده شود بلكه به معناى « في » مىباشد ، بنابراين مراد از ظرف يعنى جار و مجرور « بها » ، « فيها » است يعنى بودن هشام در درون و باطن سرزمين مكه و مدفون در آن ، نه بودن او بر روى آن سرزمين ، با ملاحظهء اين مطلب ، « كأنّ » مىتواند داراى معناى تشبيه باشد زيرا مشبّه « الأرض » با مشبّهبه « ليس بها هشام » متغاير است و از طرف ديگر عدم دفن هشام در مكه هم تحقيقى نيست چون او قطعا دفن شده ، پس نمىتواند « كأنّ » براى تحقيق باشد . و معناى مصرع دوّم شعر بنابراين توجيه اين گونه مىشود : « زمين مكه كه مقشعر شده با وجودى كه هشام در او دفن است شبيه سرزمينى است كه هشام در آن دفن نشده » بنابراين شاعر از كلّ اين شعر اين معنا را اراده كرده است : « همانا شأن چنين است كه سزاوار است كه از هم نگسلد درون سرزمين مكه با توجه به دفن هشام در آن ، زيرا او
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٣٢٩