تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
براى آن سرزمين همانند باران پربار است » . 2 - احتمال دارد مراد از « الأرض » سرزمين مكه در حال از هم گسيختگى و در حال وجود كسى مانند فرزند هشام كه محققا جانشين هشام شده كه محل و جايگاه هشام را پر كرده است باشد ، به طورى كه گويا هشام حكما و مجازا در آن سرزمين وجود دارد و نمرده است و در اين صورت اين سرزمين با اين كيفيت ، تشبيه به سرزمين مكه كه هشام در آن نيست شده است و در اين صورت تساوى مشبّه و مشبّه‌به لازم نمىآيد تا براى فرار از آن گفته شود « كأنّ » معناى تحقيق دارد . بايد توجه داشت بنابراين فرض ، شعر در رثاء هشام و ذم جانشين اوست چون او جود و بخشش ندارد ، لكن يكى از محشين قائل به مدح بودن شعر نسبت به جانشين هشام مىباشد . « 1 » 3 - اصلا « كأنّ » در شعر « كأنّ » بسيطه مورد بحث نيست تا اختلاف در معناى آن گردد بلكه مركّب از كاف به معناى تعليل و « أنّ » مشبهة بالفعل است و روى هم معناى « لأن » دارد . المعنى الرّابع : چهارمين معناى « كأنّ » تقريب است به اين صورت كه متكلم وقوع خبر را براى اسم آن قريب مىداند و كوفيون اين معنا را براى « كأنّ » ذكر كرده و « كأنّ » در تمامى اين مثالها : « كأنّك بالشّتاء مقبل » و « كأنّك بالفرج آت » و « كأنّك بالدنيا لم تكن و بالآخرة لم تزل » را حمل بر معناى تقريب كرده‌اند . و قد اختلف في إعراب ذلك : و محققا در تركيب‌كردن و اعراب آنچه از امثالى كه در معناى چهارم ذكر شد علماى نحو اختلاف كرده‌اند و سه قول در اين مسأله است : 1 - قول ابو على فارسى : كاف حرف خطاب و باء زائده بر اسم « كأنّ » است ، و در اين تركيب به عنوان نمونه معناى مثال اوّل اين گونه مىشود : « نزديك است - اى مخاطب - زمستان روى آورنده باشد » .
هامش
( 1 ) - حاشية الدسوقي : 1 / 204 .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 330 | غلامعلى صفايى