نمىشود زيرا اين افعال اساسا داراى زمان نمىباشد تا اينكه « قد » زمان آنها را قريب به زمان حال كند ، بلكه تنها بعضى از اين افعال صورتا ماضى هستند . و چون اين افعال متصرف نيستند شبه اسم مىباشند ، و در اسم نيز تصرف آنگونه كه در افعال است ، نمىباشد و چون « قد » حرفيه بر اسم نمىآيد ، پس بر اين افعال نيز داخل نمىشود .
2 - دوّمين حكمى كه بر اين معناى « قد » مترتب مىشود اين است كه بصريون به جز اخفش قائل هستند كه هرگاه فعل ماضى مثبت بخواهد حال واقع شود بايد « قد » تقريبيه بر آن داخل شود تا زمان آن را نزديك به زمان حال كند ، البته مراد بصريون از حال ، زمان حال تحقق عامل ذو الحال است نه زمان حال تكلم تا كسى اشكال كند آنان حال نحوى را با زمان حال خلط كردهاند . و بصريون اين را فقط در جملهء فعليه ماضويه شرط كردهاند زيرا اصل در حال ، تقارن زمان وقوع مضمون عامل ذو الحال با زمان تحقق مضمون حال است و اساسا متكلم با آوردن حال ، زمان عامل ذو الحال را مقيد به زمان حال نحوى مىكند ، بنا بر اينكه اصل در حال ، تقارن زمانى با عامل ذو الحال است ، اگر جملهاى كه فعل آن ماضى است حال واقع شود نسبت به زمان وقوع عامل ذو الحال ، ماضى و گذشته مىشود كه خلاف اصل است ، براى دفع اين خلاف اصل ، بصريون مىگويند بايد بر اين فعل ماضى « قد » تقريبيه آورد تا زمان ماضى را ، قريب به زمان تحقق عامل ذو الحال كند و تقارن زمانى عامل ذو الحال و حال حاصل شود « 1 » و فرقى نمىكند كه « قد » ظاهر و مذكور و يا مقدّر باشد ، مانند قول خداوند متعال :
وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا
« البقرة / 226 »
شاهد : دخول « قد » تقريبيه ظاهره بر فعل ماضى كه در جملهء حاليه است مىباشد . و جمله حاليه ، حال از ضمير متكلم مع الغير در « نقاتل » است .
معناى آيه : « و چهچيزى براى ماست در اينكه جهاد نمىكنيم در راه خدا در
هامش
( 1 ) - براى تحقيق در اينباره مراجعه شود به : الإنصاف : 1 / 252 ، التصريح على التوضيح : 1 / 310 ، اللباب : 246 ، المنصف من الكلام : 2 / 9 .