جمله معترضه است . « بيّن » فعل ماضى « لي » جار و مجرور متعلّق به « بيّن » و « عناء » مفعول « بيّن » و مضاف به ياء متكلم ، باء سببيّه و « و شك » مجرور آن و جار و مجرور متعلّق به « يصيح » و « فراق » مضافاليه براى « و شك » است در حالى كه اضافه شده است به ضمير « هم » و « صرد » فاعل « بيّن » و « يصيح » صفت آن است .
معناى شعر : « پس محققا به خدا قسم ظاهر كرد براى من ، رنج و اندوهم را جغدى كه فرياد مىكشيد به سرعت و زود بودن فراق و جدايى آنان . »
قابل ذكر است كه فاصله شدن بين « قد » و فعل در نثر نيز شنيده شده است ، مانند « قد لعمري بت ساهرا » يعنى « محققا - قسم مىخورم به عمرم - شب به سر آوردم در حالى كه شب زندهدار بودم » .
و لها ستّة معان : بايد دانست كه براى « قد » حرفيه شش معناست :
أحدها : توقّع و انتظار وقوع فعلى كه بعد از « قد » قرار دارد و متكلم يا مخاطب در انتظار تحقق آن است و چون انتظار داشتن در مورد امور و افعالى است كه تحقق آن در زمان حال و يا استقبال است ، بنابراين اين معنا براى « قد » در وقتىكه بعد از آن فعل مضارع است روشن و واضح مىباشد ، مانند قول شما كه مىگوئيد : « قد يقدم الغائب اليوم » در وقتىكه شما در انتظار آمدن آن شخص هستيد . لكن در وجود اين معنا براى « قد » در هنگامى كه بعد از آن فعل ماضى است ، بين نحويين اختلاف شده است اكثر نحويين قائل به وجود اين معنا مىباشند و خليل بن احمد امام نحو بصره و استاد سيبويه ، يكى از اين قائلين است او مىگويد : گفته مىشود : « قد فعل » براى مخاطبى كه در انتظار وقوع فعل بعد از « قد » است و منتظر خبرى در اين ارتباط مىباشد . و از همين معناست قول مؤذن كه مىگويد : « قد قامت الصلاة » براى جماعتى كه منتظر اقامهء نماز بودهاند ، كه معناى مثال به صورت توضيحى اين گونه مىشود : « برپا شد نمازى كه شما در انتظار آن بوديد » .
و أنكر بعضهم : لكن بعضى از نحويين اين معنا را براى « قد » در هنگامىكه استعمال مىشود با فعل ماضى انكار كرده و قائل نيستند ، و در ردّ وجود اين معنا براى « قد » در صورت استعمال با ماضى گفتهاند : توقّع عبارت است از انتظار وقوع
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٢٩٥