تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
چيزى ، و ماضى محققا واقع شده و چيزىكه واقع شده است انتظار وقوع آن ممكن نيست . و قد تبيّن بما ذكرنا : بايد دانست كه انكار بعض نحويين در دارا بودن « قد » اين معنا را در هنگام استعمال با فعل ماضى صحيح نيست ؛ زيرا همانطوركه ما بيان كرديم مراد مثبتين و قائلين اين معنا با فعل ماضى اين است كه قبل از اخبار به اين كلام ، تحقق آن فعل براى مخاطبين متوقع بوده است نه الآن ، بنابراين آن اشكال عدم امكان توقع و در انتظار بودن وقوع فعل ماضى ، وجهى ندارد زيرا الآن بعد از اخبار اين گونه است ، در حالى كه قبل از اخبار به آن فعل ، متوقع مخاطبين بوده و نسبت به آن زمان استقبالى است بر اين اساس ، در آن زمان ، توقع و انتظار در امر استقبالى است كه الآن در زمان تكلم متكلم ، ماضى مىباشد . پس ماضى بالنسبه به زمان تكلّم است ، لكن بالنسبه به توقع و انتظار مخاطبين استقبال است . و الظاهر أنّها لا تفيد : بايد دانست كه حقّ و قول صواب اين است كه « قد » اصلا داراى معناى توقّع نيست چه بعد از آن فعل مضارع و چه فعل ماضى قرار داشته باشد ، زيرا وقتىكه بعد از آن فعل مضارع باشد ، خود اخبار به فعل مضارع بدون نظر به « قد » مفيد توقّع و منتظر بودن متكلم و يا مخاطب براى تحقق آن است ، به عنوان مثال شما مىگوييد : « يقدم الغائب » و اين كلام بدون « قد » مفيد معناى توقع و منتظر بودن شما ( متكلم ) براى تحقق آمدن غائب است ، زيرا چيزىكه در اين موارد از حال شخص مخبر ، ظاهر و آشكار مىباشد ، اين است كه او توقّع دارد و منتظر وقوع اين آمدن بوده است و الا اگر توقّع نداشته است ، اين كلام را اصلا بيان نمىكند . و امّا « قد » با فعل ماضى اين معنا را ندارد زيرا صحيح نيست كه گفته شود چون مخاطب در انتظار وقوع فعل بعد از « قد » است پس « قد » داراى معناى توقّع است زيرا اگر ذهنيت مخاطب و سوال‌كردن او موجب ايجاد معنا در كلام متكلم مىشد و به « قد » مثلا معناى توقّع مىداد ، بايد صحيح مىبود كه گفته شود در « لا رجل » به فتح « رجل » : همانا « لا » براى استفهام است زيرا اين « لا » داخل و واقع بر
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 296 | غلامعلى صفايى