اينكه آن نون كسره بگيرد و دال ساكن باشد و گفته مىشود : « قدني » .
2 - به صورت معرب ، كه قليل الاستعمال مىباشد ، بنابراين مطابق عمل عوامل اعراب مىگيرد ، بههمين جهت گفته مىشود : « قد زيد درهم » به رفع « قد » چون مبتداست . و « قدي درهم » كه « قد » مبتدا و اضافه به ياء متكلم شده است بدون اينكه نون وقايه براى عدم حركت گرفتن دال به آن ملحق شود .
ب : اسم فعل مضارع به معناى « يكفي » كه در اين صورت بهجهت شباهت اهمالى مبنى مىباشد و در هنگام استعمال گفته مىشود : « قد زيدا درهم » به نصب « زيد » بنابر مفعوليت و « درهم » فاعل آن است و « قدني درهم » با نون وقايه همانطور كه فعل مرادف آن اين گونه گفته مىشود : « يكفي زيدا درهم » و « يكفيني درهم » .
و أمّا الحرفية : أمّا « قد » حرفيه داراى شرط استعمال خاصى است و آن اين است كه بايد بر فعل متصرف خبرى مثبت كه مجرد از عوامل جزم و نصب و مجرد از سين و « سوف » مىباشد داخل شود ، بنابراين « قد » حرفيه بر افعال غير متصرف مانند « ليس » و « عسى » و انشائى مثل فعل امر و نهى ، و فعل منفى و فعلى كه بر آن عوامل جزم مثل « لم » و نصب مثل « أن » آمده است داخل نمىشود و همچنين بر فعل مضارع مقرون بر سين و « سوف » واقع نمىشود .
و هي معه كالجزء : « قد » حرفيه نسبت به فعل مدخول خود ، مانند جزئى از پيكرهء آن فعل محسوب مىشود يعنى مانند يكى از حروف متشكلهء آن فعل بشمار مىآيد ، بنابراين همانطور كه بين حروف يك فعل نمىتوان لفظى قرار گيرد ، همچنين بين « قد » و آن فعل نيز چيزى فاصله نمىشود مگر جمله قسميه كه در زبان عرب كالعدم محسوب مىشود ، مانند قول شاعر :
« فقد و اللّه بيّن لي عنائي * بوشك فراقهم صرد يصيح » « 1 »
شاهد : فاصله شدن قسم « و اللّه » بين « قد » و « بيّن » است .
تركيب شعر : فاء تفريعيّه و « قد » حرف تحقيق « و اللّه » متعلّق به « اقسم » و
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 89 ، شرح شواهد المغني : 1 / 489 .