تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
اگر ابتداى غايت باشد كه بحث آن گذشت به همين جهت در كتاب از وجه دوّم شروع به بيان فرق مىشود . 2 - « لدن » در كلام واقع نمىشود مگر اينكه فضله مىباشد يعنى جزء اركان كلام - مسند و مسنداليه - نمىباشد به‌خلاف « عند و لدى » كه مىتوانند اركان كلام واقع شوند به دليل اينكه در اين آيه « لدى » مسند و خبر واقع شده است :
وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ
« المؤمنون / 62 » و « كتاب » مبتداى مؤخر و جمله بعد صفت براى آن است . و در آيه ديگر « عند » مسند و خبر واقع شده است :
وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ
« ق / 4 » 3 - جر محلى « لدن » به واسطه « من » جاره اكثر از نصب محلى آن بنا بر مفعول فيه بودن است بطورىكه حتى در قرآن به صورت منصوب نيامده و در تمامى موارد استعمال ، قبل از آن « من » جاره بوده و اين كلمه در محل جر مىباشد ، لكن جر لفظى « عند » به واسطه « من » زياد است و مجرور شدن « لدى » به واسطه « من » ممتنع و غيرمستعمل است زيرا هرگز حرف جر بر آن داخل نمىشوند و همواره اعراب آن نصب تقديرى بنا بر مفعول‌فيه است . 4 - چهارمين فرق اين سه كلمه اين است كه همانا « عند و لدى » معرب هستند و « لدن » مبنى در لغت اكثر اعراب به جز قبيله قيس « 1 » است . 5 - پنجمين فرق اين سه كلمه اين است كه « لدى و عند » همواره اضافه به اسم مفرد مىشوند لكن « لدن » علاوه بر اضافه به مفرد ، گاهى اضافه به جمله نيز مىشود ، مانند قول شاعر :
« لزمنا لدن سالمتمونا وفاقكم * فلا يك منكم للخلاف جنوح » « 2 »
شاهد : اضافهء « لدن » به جمله بعد است . تركيب شعر : « وفاق » مفعول « لزمنا » و مضاف به ضمير جمع مذكر مخاطب و
هامش
( 1 ) - شرح الكافية : 2 / 123 . ( 2 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 286 ، شرح شواهد المغني : 2 / 836 .