تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
تحقيقى و صددرصد واقعى نمىباشد و سپس آورده مىشود بعد از « على » آنچنان جمله‌اى كه در آن جمله مطالب تحقيقى و حقيقى در آن‌باره مىباشد . اين وجه را ابن حاجب اختيار نمود . الثّاني من وجهي « على » : دوّمين نوع از دو وجه « على » اين است كه اسم و به معناى « فوق » باشد و شرط استعمال و علامت تشخيص آن اين است كه بر آن حرف جر « من » داخل مىشود و اين علامت باعث تمايز « على » اسميه از حرفيه مىشود زيرا حروف جر بر حروف جر داخل نمىشوند ، ابن مالك در بيان اين مطلب مىگويد :
و استعمل اسما و كذا « عن » و « على » * من أجل ذا عليهما « من » دخلا
و از مثالهاى « على » اسميه ، اين قول شاعر است در وصف و تشبيه شتر خويش به ناقهء شوشاة يعنى شتر تندرو و سبكبار و به كدريّة يعنى قطاة كه پرنده‌اى است بسيار سريع كه شب براى جمع‌كردن غذا از لانه خارج مىشود :
قطعت بشوشاة كانّ قتودها * على خاصب يعلو الأماعز هيكل أذلك أم كدريّة ظلّ فرخها * لقى بشرورى كاليتيم المعيّل « غدت من عليه بعد ما تمّ ظمؤها * تصلّ و عن قيض ببيداء مجهل » « 1 »
شاهد : در اسميه بودن « على » و وقوع « من » جاره قبل از آن است . تركيب شعر : « غدت » فعل ماضى از ماده « غدو » و ضمير مستتر « هى » فاعل و مرجع آن « كدرية » مىباشد و اين فعل و فاعل در محل رفع بنا بر صفيّت براى « كدرية » است و « على » در محل جر و ضمير مذكر بعد از آن در محل جر بنا بر اضافه « على » به آن و مرجع آن « فرخ » است « بعد » ظرف و متعلّق به « غدت » ، « ما » مصدريه « تمّ » فعل ماضى و « ظمؤها » فاعل آن و ضمير « ها » در محل جر مضاف‌اليه و مرجع آن « كدرية » است و « تصلّ » فعل و فاعل ، در محل نصب حال از ضمير مؤنث است و « عن قيض » عطف بر « من عليه » پس متعلّق به « غدت » مىباشد و « ببيداء » جار و
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 3 / 266 ، شرح شواهد المغني : 1 / 425 ، همع الهوامع : 2 / 36 ، شرح الاشموني : 2 / 226 ، شرح ابن عقيل : 2 / 38 ، الكتاب : 2 / 373 ، أوضح المسالك : 2 / 151 ، التصريح على التوضيح : 2 / 419 ، شرح الكافية : 2 / 343 ، موسوعة النحو : 46 .