تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
مجرور صفت براى « قيض » و « مجهل » صفت براى « بيداء » است . معناى شعر : « آن كدرية اين‌چنين صفت دارد كه حركت مىكند از بالاى جوجهء خود بعد از تمام شدن مدت تحمل تشنگى او ، در حالى كه اندرون او از تشنگى به ناله افتاده است و حركت كرده باشد آن كدرية از بالاى تخمى كه در بيابان گذارده آن بيابانى كه بىآب و علف است » . و زاد الأخفش : أخفش يك موضع استعمال ديگر براى « على » اسميه - غير از موارد دخول « من » جاره بر آن - بيان كرده است و بر آن مورد اضافه كرده است و آن جائى است كه مجرور « على » و فاعل متعلّق آن ، هردو ضميرند و هردو نيز داراى كه يك مرجع و مصداق مىباشند مانند قول خداوند متعال :
أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ
« الأحزاب 37 » شاهد : در اتحاد مرجع ضمير مجرور « على » و فاعل متعلّق آن‌كه « أنت » مستتر در « أمسك » است ، مىباشد در حالى كه مرجع هردو ، شخص مفرد مخاطب به اين آيه است . أخفش قائل است كه در اين صورت « على » اسميه و به معناى فوق است ، زيرا همانا شأن چنين است كه هرگز فعلى كه فاعل آن ضمير متصل است ، متعدّى به ضمير متصلى كه مرجع آن ، همان مرجع ضمير فاعلى است ، نمىشود زيرا اتحاد بين فاعل و مفعول لازم مىآيد و هرگز گفته نمىشود « ضربتنى » و گفته نمىشود « فرحت بي » و اين اتحاد در غير باب « ظن » يعنى افعال قلوب و ماده « فقد و عدم » جايز نمىباشد زيرا اصل اين است كه موثر و فاعل مغاير با متأثر و مفعول باشد و اگر در جائى اين دو در خارج متحد شدند بايد حداقل در لفظ آن مغايرت مراعات شود بنابراين « على » در آيه به معناى « فوق » است و آن ضمير مخاطب نيز مضاف‌اليه است و مفعول بواسطهء « أمسك » نمىباشد . و فيه نظر : در اين قول أخفش اشكال و نظر است ، زيرا اوّلا همانا « على » اگر در مثل اين آيه « أمسك عليك » اسم باشد بايد جايگزينى كلمه مترادف آن « فوق » در محل استعمال آن صحيح باشد در حالى كه اگر اين كار بشود معناى مراد از آيه به كلى غلط مىشود زيرا معناى آيه اين گونه مىشود : « نگه‌دار بر بالاى خود همسرت را »
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 215 | غلامعلى صفايى