و ثانيا : تضعيف ديگر ، اطلاق « ما » موصوله يا موصوفه بر كسىكه عقل دارد مىباشد زيرا در جمله بعد كه يا صله يا صفت است مشخص مىشود كه او مثلا « زيد » است و اين اطلاق و استعمال « ما » در شخص عاقل خلاف اصل است زيرا « ما » موصوله و موصوفه نكره ، غالبا اطلاق و استعمال در غير ذوى العقول مىگردد .
و على الوجهين : و بنا بر دو وجه رفع و جر اسم بعد از « لا سيّما » ، فتحه « سيّ » اعرابى است زيرا « سىّ » در صورت رفع اسم بعد ، به « ما » اضافهشده و در صورت جر آن اسم به آن اسم اضافه شده است ، و اضافه از علل معرب بودن اسم است .
و النصب على التمييز : اين عبارت عطف بر « و الرفع على أنّه خبر . . . » مىباشد .
بايد دانست كه نصب اسم بعد از « سيّما » اگر نكره باشد بنا بر تمييز بودن آن است و در اين صورت « ما » زائد كافة است كه مانع اضافهء « سيّ » به آن اسم مىباشد . در اين فرض ، فتحهء « سيّ » بنائى است زيرا اسم « لا » نفى جنس اگر مفرد باشد ، مبنى بر فتح مىگردد ، مانند : « لا رجل في الدار » .
امّا منصوب شدن آن اسم اگر معرفه باشد مانند « لا سيّما زيدا » جمهور نحويين آن را قبول نداشته و اين استعمال را منع كردهاند زيرا مقتضى نصب آن اسم و عامل براى آن در كلام موجود نمىباشد تنها وجهى كه مىتوان فرض كرد تمييز است كه در نحو بيان شده است كه بايد تمييز نكره باشد .
سعيد بن مبارك ملقب به ابن دهّان از نحويين بغداد مىگويد : « نمىشناسم براى نصب اسم معرفه بعد از « سيّما » وجهى و دليلى از وجوه و دلائل نحوى » .
و وجّهه بعضهم : و توجيه كردهاند بعضى از نحويين مانند كوفيون و أخفش نصب آن اسم معرفه را به اينكه « ما » زائده كافه است كه نمىگذارد « سيّ » اضافه به آن اسم شود و در اين صورت جمله « لا سيّما » استثنائيه مىشود و همانطور كه بعد از « إلّا » مستثنى منصوب مىگردد و در اينجا نيز آن اسم بنا بر استثنائيت منصوب مىگردد .
و ردّ بأنّ المستثنى مخرج : و اين توجيه ردّ شده است به اينكه مستثنى از حكم قبل خارج گرديده مىشود ، در حالى كه اسم بعد از « لا سيّما » علاوه بر اينكه
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٧٨